|
|
|
شکسپیر: "سخن گفتن کافی نیست بلکه باید راست گفت."
|
اونـی کـه مـدعـی بـود عـاشقتــه آه ......... دل رو سوزوندی مـن و هـر ثـانیـه و جنـون تـو آه ......... دل رو سوزوندی خواننده: علی لهراسبی
تو رو تو فاصله ها تنها گذاشــت
بی خبر رفتو تو این بی راهه ها
ردپاشم واسه چشمات جا نذاشت
آه .......... چـرا نمـونــدی
........
واسه من همین خیالت هم بسه
بـذار جـــاده هـا اشتبــاه بــرن
ما که دستمون به هم نمیرسـه
با حـریـر پیلـه هـای کـاغـذی
واسه من جادرو ابریشم نکن
من به پروانه شدن نمیـرسـم
حرمت فاصله مونو کـم نکـن
آه ......... چــرا نمــونــدی
+ نوشته شده در یکشنبه 20 آذر1384ساعت 19:30 توسط سیاوش |

+ نوشته شده در یکشنبه 20 آذر1384ساعت 19:2 توسط سیاوش |
با آرزوی موفقیت روزافزون برای 
شادمهر پس از اتمام تحصیلات موسیقیایی خود در هنرستان ملی و پس از آن چندین سال کار نوازندگی برای خوانندگان دیگر تصمیم گرفت تا شانس خود را برای خواننده شدن محک بزند و سرانجام در سال ۱۳۷۶ با بازتر شدن فضای کار برای موسیقی پاپ این فرصت محیا شد تا شادمهر و چند خواننده دیگر به واحد موسیقی صدا و سیما رفته و تست خوانندگی بدهند .
اولین کار شادمهر با صدای خودش معبود نام داشت که در زمان خود بارها از تلویزیون پخش شد . کارهای دیگر شادمهر که در ایران ارائه شد هرکدام در زمان خود رکورد شکن بودند .
و بالاخره شادمهر پس از بی مهری های فراوان از سوی وزارت ارشاد و شورای موسیقی و به دنبال مجوز نگرفتن آلبوم آدم و حوا و همچنین ممنوع الصدا و تصویر شدن علی رقم میل باطنی اش تصمیم به ترک وطن گرفت تا ادامه ی زندگی موسیقیایی خود را در آنسوی آبها تجربه کند .
به همین منظور به کشور کانادا ( شهر تورنتو ) مهاجرت کرد تا در آنجا ادامه ی فعالیت های هنری خود را دنبال کند . ما حصل چهار سال اقامت در کانادا سه آلبوم خیالی نیست , آدم فروش , پاپ کرن است که با استقبال بی نظیر ایرانیان در داخل ایران و سراسر جهان مواجه شد .
هم اکنون شادمهر در خارج از کشور به موفقیت های چشم گیری نایل امده و برای بیشتر خوانندگان و هنرمندان خارج از کشور آهنگسازی - تنظیم و نوازندگی می کند و کنسرت هایی در شهرهای مختلف جهان با هنرنمایی او برگزار می شود . همچنین شادمهر هیچ گاه دوست نداشته به لس آنجلس برود و به قول خودش روش "دوری و دوستی" را در پیش گرفته که تا به حال هم باعث پیشرفت رو به جلو برای وی بوده است .
شادمهر عقیلی
ستاره ی موسیقی پاپ ایران
+ نوشته شده در شنبه 19 آذر1384ساعت 20:0 توسط سیاوش |

+ نوشته شده در شنبه 19 آذر1384ساعت 17:5 توسط سیاوش |
دلم گرفته است ترانه سرا: فروغ فرخزاد خواننده: نیکی کریمی
اینم نظر بعضی از دوستان که منو با این نظر شرمنده کردند(بپا از دست نری!!!)
دلم گرفته است
به ايوان مي روم و انگشتانم را
بر پوست كشيده ي شب مي كشم
چراغ هاي رابطه تاريكند
چراغهاي رابطه تاريكند
كسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد كرد
كسي مرا به ميهماني گنجشك ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني ست
:
: خودت مردنی هستی چی کار به گنجشک مردم داری.
: ...!!!![]()
+ نوشته شده در شنبه 19 آذر1384ساعت 17:0 توسط سیاوش |
قلبت هم مثل دو تا چشم سياهته خواننده: معین
ظلم عالم توی اون برق نگاتـه
آخه ظالم زير پاتم يک نگاه کن
تا ببينـی چـه دلهايی زيـر پاتـه
دل مـن هر جا که تو باشی باهاته
عاشقـی ديوونه ی چشـم سياهتـه
پا بذار به روی چشمهام تا ببينـی
فرشی از عشق و محبت زير پاته
چشمهای تـو چه نجيبـه
تو نگاهت چـه دلفريبـه
اما حـرف های قشنگت
يک سرابه، يک فريـبه
باورم کـن، باورم کن
ای تو شکل باور من
ای همیشگـی ترينــم
ای تو عشق آخرينـم
من ميخوام که، عاشقونه
بـا تـو باشـم، تـا هميشـه
سايه ی عشـق تـو باشه
تـا قيـامـت بـر سـر مــن
+ نوشته شده در شنبه 19 آذر1384ساعت 16:22 توسط سیاوش |
دوستان از این زمانـه خسته ام چون دلم را بر دروغی بسته ام قلب من را او به یغما برده است در نبـودش قلـب من آزرده است بــی وفایـی را بـه او آمــوختـم درد و نفرت را به قلبش دوختم او وجودم را به رستگاری کشاند جـــز بــدی هایـم بـرای او نمـاند او دگـر مـرا نمـی خـواهد خدا من دلم بد بود و از خوبی جدا ابلیس داده شد مهلتی از سوی خدا تـــو هــم مهلتـــی ده بخاطــــر خدا مـن تـو را خواهــم به زاری از خدا پس تو لطفی کن بدین بنده نادم خدا ترانه سرا: داریوش خراسانی نژاد 
+ نوشته شده در شنبه 19 آذر1384ساعت 16:0 توسط سیاوش |
مخور غم گذشته![]()
گذشته ها گذشته
هرگز به غصه خوردن
گذشته برنگشته
به فکر آینده باش
دلشاد و سر زنده باش
به انتظار طلعت خورشید تابنده باش
عمر کمه صفا کن
رنج و غمو رها کن
اگه نباشه دریا
به قطره اکتفا کن
عمر کمه صفا کن
گذشته رو رها کن
اگه نباشه دریا
به قطره اکتفا کن
به قطره اکتفا کن
قسمت تو همین بوده
که بر سرت گذشته
نکن گلایه از فلک
این کار سرنوشته
عمر کمه صفا کن
رنج و غمو رها کن
اگه نباشه دریا
به قطره اکتفا کن
زندگی شاد است ,غمگینش مکن
با غمه بیهوده تو سنگینش مکن
قلبه چون آیینه ات را صاف کن
با دو رنگیها تو رنگینش مکن
عمر گران می گذرد
خواهی نخواهی
سعی بر آن کن نرود رو به تباهی
مطلب دل را طلب از سوی خدا کن
زان که بود رحمت او، لایتناهی
عمر کمه صفا کن
رنج و غمو رها کن
اگه نباشه دریا
به قطره اکتفا کن
ترانه سرا: بابک رادمنش
خواننده: معین
درخواست کننده: علی محسنی
+ نوشته شده در شنبه 19 آذر1384ساعت 15:59 توسط سیاوش |
زائـران دسـت خـدا همراهشـان مـن هميـن اينجـا عبـادت مي کنم حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست لحظــه ميميـرد ومــن آخــر ســر ميپوسم حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست خواننده: امید![]()
من همين اينجا توي چشمان تو حضرت عشق رو زيارت مي کنم
حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست
سـرعقل آمده هر بنده که ديوانـه توست
دل مــن اگرکـه از عشــق نصيبـي دارد
حضرت عشق به من لطف عجيبي دارد
بگذاريد بگذاريد که بيمـار بماند اين دل
بـا تـب عشـــق دلـم حـال غريبـي دارد
بـا تـب عشـــق دلـم حـال غريبـي دارد
عشــق اي ناجي مـن دسـت تورا ميبوسم
بـي وجـود تـو سعـادت نشـود حاصـل من
تا نفس هست تواي عشق بمان دردل من
تا نفس هست تواي عشق بمان دردل من
حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست
سـرعقل آمده هر بنـده که ديوانه توست
حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست
سرعقل آمـده هر بنده که ديـوانه توست
درخواست کننده: آرمان استادیان
+ نوشته شده در شنبه 19 آذر1384ساعت 15:58 توسط سیاوش |
گريت به حالم باران ميبارد امشب اين کلام آخرينت کي رود از خاطر من اين کلام آخرينت.... خواننده: امید![]()
کوه و در و دشت
از اين جدايي
مي نالد از غم
اين دل دمادم
فردا کجايي
سفر بخير ، سفر بخير
مسافر من
گريه نکن ، گريه نکن
بخاطر من
دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته
ره ميسپارد امشب
در نگاهت مانده چشمم
شايد از فکر سفر برگردي امشب
از تو دارم يادگاري
سردي اين بوسه را پيوسته بر لب
قطره قطره اشک چشمم
ميچکد با نم نم باران به دامن
بسته اي بار سفر را
با تو اي عاشقترين بد کرده ام من
رنگ چشمت رنگ دريا
سينه من رنگ غمها
يادم آيد زير باران
با تو بودم با تو تنها
زير باران با تو بودم
زير باران با تو تنها
باران ميبارد امشب
دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته
ره ميسپارد امشب
اين کلام آخرينت
برده ميل زندگي را از سر من
گفته اي شايد بيايي
از سفر اما نميشه باور من
رفتنت را کرده باور
التماسم را ببين در اين نگاهم
زير باران گريه کردم
بلکه باران شويد از جانم گناهم
برده ميل زندگي را از سر من
گفته اي شايد بيايي
از سفر اما نميشه باور من
آخرين بوسه شبي در زير باران
رفتي و کردم صدايت
اما در آغوش شب گشتي تو پنهان
درخواست کننده: آرمان استادیان
+ نوشته شده در شنبه 19 آذر1384ساعت 15:56 توسط سیاوش |
وقتی که تنگ غروب بارون به شيشه ميزنه! ترانه سرا: یغما گلروئی خواننده: سیاوش قمیشی 
همه غصه های دنيا توی سينهی منه!
توی قطرههای بارون، ميشکنه بغض صدام!
ديگه غير از يه دونه پنجره هيچی نميخوام!
پشت اين پنجره ميشينمُ آواز ميخونم!
منتظر واسه رسیدنت تو بارون میمونم!
زیر بارون انتظار رنگ تازهای داره!
منم عاشقترم انگار، وقتی بارون میباره!
بعضی وقتا که میای سر روی شونم میزاری!
تموم غصهها رو از دل من بر میداری!
اما اين فقط يه خوابه، خواب پشت پنجره!
وقت بيداری بازم غم ميشينه تو حنجره!
غم ميشينه تو حنجره!
+ نوشته شده در شنبه 19 آذر1384ساعت 14:19 توسط سیاوش |
اشک من پیرهنتو تر کرده ترانه سرا: مونا برزوئی خواننده: شادمهر
همه جا عطر تو پیچیده ولی
دل دیگه غربتو باور کرده
مثل اون پرنده شکسته بال
دل من بعد تو بی لونه شده
با تو بیقراره و بی تو بیقراره
دل من راست راستی دیوونه شده
امشب هم میون این
خاطره های سردم
بی رمق دنبال اون
حادثه ای میگردم
که نفهمیدم وکی کجا
تو رو ازم گرفت
دست تو جدا شد و
نگاهتو گم کردم
چرا باید وقتی خونه دلت متروکه
واسه در زدن بازم دنبال یک بهونه گشت
وقتی راه نداره چشمام
به حریم قلب تو
چه جوری میشه پی یه فرصت دوباره گشت
اشک من پیرهنتو تر کرده
همه جا عطر تو پیچیده ولی
دل دیگه غربتو باور کرده
امشب هم میون این
خاطره های سردم
بی رمق دنبال اون
حادثه ای میگردم
که نفهمیدم وکی کجا
تو رو ازم گرفت
دست تو جدا شد و
نگاهتو گم کردم
چرا باید وقتی خونه دلت متروکه
واسه در زدن بازم دنبال یک بهونه گشت
وقتی راه نداره چشمام
به حریم قلب تو
چه جوری میشه پی یه فرصت دوباره گشت
اشک من پیرهنتو تر کرده
همه جا عطر تو پیچیده ولی
دل دیگه غربتو باور کرده
+ نوشته شده در جمعه 18 آذر1384ساعت 20:1 توسط سیاوش |
دلم فقط تو رو میخواد دلم فقط تو رو میخواد خواننده: منصور
بی تو سکوت و گریه
بی تو شبا گلایه
با تو سفر به بوسه
منو بگیر از سایه
دلم فقط تو رو میخواد
دلم فقط تو رو میخواد
ای کاش که مال من بشی
دلم فقط تو رو میخواد
ای عشق بی بهونه
ای حرف عاشقونه
برای تو میمیرم
بذار دنیا بدونه
ای لاله بهاری
تو عشق موندگاری
منو بچین از غصه
هر لحظه بیقراری
دلم فقط تو رو میخواد
دلم فقط تو رو میخواد
ای کاش که مال من بشی
دلم فقط تو رو میخواد
از شب نمیهراسم
اگه رویا تو باشی
میرم به جنگ دنیا
اگه از من جدا شی
دلم فقط تو رو میخواد
ای کاش که مال من بشی
دلم فقط تو رو میخواد
دلم فقط تو رو میخواد
دلم فقط تو رو میخواد
ای کاش که مال من بشی
دلم فقط تو رو میخواد
دلم فقط تو رو میخواد
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 آذر1384ساعت 18:55 توسط سیاوش |
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه خواننده: شادمهر عقیلی
دوباره اين دل ديوونه واست دل تنگه
وقت از تو خوندنه ستاره ی ترانه هام
اسم تـو برای من قشنـگ ترين آهنگه
بی تو يك پرنده اسير بی پروازم
با تـو امـا مي رسـم به قله آوازم
اگـه تـا آخــر ايـن ترانــه بـا مــن باشـي
واسه تو سقفی از آهنگ و صدا ميسازم
با يك چشمك دوباره منو زنده كن ستاره
نذار از نفس بيفتم تويي تنهـا راه چـاره
آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره
ايـن تـرانه تا هميشـه تـو رو يـاد مـن ميـاره
تويی كه عشقمو از نگاه من ميخونی
تويی كه تو تپش ترانـه هام مهمونـی
تويی كـه هم نفس هميشـه آوازی
تويی كه آخر قصه ء منو ميدونی
اگـه كوچـه صـدام يـك كوچـه باريكه
اگه خونم بی چراغه چشم تو تاريكه
ميدونم آخر قصه ميرسي به داد من لحظه يكي شدن تو آينه ها نزديكه
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 آذر1384ساعت 17:0 توسط سیاوش |
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم ترانه سرا: فریدون مشیری خواننده: کورش یغمائی
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب آيينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا كه دلت با دگران است
تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو به سنگ زدي من رميدم نه گسستم
بازگفتم كه نتو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي دردامناندوه كشيدم
نگسستم نرميدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر1384ساعت 18:0 توسط سیاوش |