تبليغاتX
قطره باران Rain drop

قطره باران Rain drop

شکسپیر: "سخن گفتن کافی نیست بلکه باید راست گفت."

سال نو بر تمام ایرانیان... مبارک

  

  آغاز می کنیم...

               سالی نوین را با یاد او...

                              عطــر عشـق                           

                         وسیـب سرخ زندگـی...

                                                                                         و یک سال دیگر...

+ نوشته شده در دوشنبه 29 اسفند1384ساعت 11:0 توسط سیاوش |


 

     يه عاشق بي قايق تو درياها
     چشماشو مي بنده تو روياها
من عاشق بي قايق تو درياها مي ميرم
چشمامـو مي بندم بـي روياها مي ميرم

ميرم و مي ميرم آسـوده ميشـم از عشـــق
ميرم و مي ميرم
جشن تولد مرگمو براي تو زير آب ميگيرم

    يـه زيبـا نگـاهــش به موجا
    يه عاشق بي ساحل تو دريا
پريـاي دريــا مـــن امشـب مـي ميرم
از عشق يه زيبا من امشب مي ميرم

ميرم و مي ميرم آسـوده ميشـم از عشـــق
ميرم و مي ميرم
جشن تولد مرگمو براي تو زير آب ميگيرم

          من عاشق بي قايق تو دريا
          چشمامـو مي بندم بـي رويا
يـه زيبــا نگاشـو چـه آروم به موجـا مي دوزه
يه عاشق بي ساحل چه تنها تو دريا مي سوزه

ميرم و مي ميرم آسـوده ميشـم از عشـــق
ميرم و مي ميرم
جشن تولد مرگمو براي تو زير آب ميگيرم

ترانه سرا: فرید احمدی

خواننده: بنیامین بهادری

+ نوشته شده در یکشنبه 28 اسفند1384ساعت 17:0 توسط سیاوش |


شب بود و ستاره توی کهکشون
غـم بود و نگاهی رو به آسمون
با چشم خسته
قلبـی شکسته
بــاز شـده قـلبـش از گــلایـه ها
باز می گه غماشو با ستاره ها
طــاقـت نداره
چشم انتظاره
شبـای بـا هــم بــودن گذشت
هرکسی رفت دیگه برنگشت
ستاره آی ستاره از اوج آسمونا
بگـــو تــا بشنـــون نـا مهـربـونا
چـرا باید بمونن حالا تنهای تنها
اونـا که بودن عمـری همدم مـا

خواننده: گروه آریان

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 25 اسفند1384ساعت 21:10 توسط سیاوش |


 

چه جمله پر مفهومی ، برای من ، برای یکی که دیوونه تو بود ...

 

همه زندگیش تو بودی ، تمام امیدش تو بودی ، تموم شبها را

 

به یاد تو سر می کرد ... و این سرنوشت ...

 

نمی دونم چی دارم می نویسم ، دیوونه ام ، دیوونه ، دیوونه ...

 

من توی همه عالم داد زدم دوستت دارم ولی تو ...

 

من گفتم می مونم به پات تا آخرش هر چی که باشه ولی تو ...

 

دیگه چیزی نمی نویسم فقط یه جمله :

 

برای من نه شنیدن آسون تر از شنیدن ...

 

بخدا آسون تره ...

 

دستام یخ زده نمی تونم ادامه بدم

 یه نفر خوب می دونه کی دستام یخ می زنه

ای کاش اینجا بود و مثل همیشه دستامو می گرفت

تا دستام گرم بشه ...

+ نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1384ساعت 10:30 توسط سیاوش |


تو چشمتون چه قصه هاست نگاهتون چه آشناست
اگـه بپـرسیــن از دلـــم میـگــم گرفتــار شمــاسـت
نگـاهتــون پیـش منــه حـواستـون جای دیگه ست
خیالتون اینجا که نیست پیش یه رسوای دیگه ست

نفس نفس تو سینه ام عطر نفسهای شماست
اگـرکـه قابـل بـدونیـن خونـه دل جای شماست

مـی میـرم از حسـادت دلـی کـه دلـــدار شمــاسـت
کاش میدونستم اون کیه که این روزا یار شماست
خوشا به حال اون کسی کـه تـوی رویای شماست
شمــا گناهـی نـداریـن ایــن روزگـار بـی وفـاسـت
تــو خلــوت شبـونـه ام خـالـی فقـط جـای شماست
تــو جــام می تموم شب نقش دو چشمای شماست

ترانه سرا: هما میرافشار

خواننده: ابی

+ نوشته شده در یکشنبه 21 اسفند1384ساعت 12:30 توسط سیاوش |


 تقدیم به کسی که بهترین بود...

لحظه‌ها رو با تو بودن
در نـگـاه تـــو شكفتـن

حس عشق رو در تو ديدن
مثــل رويـاي تــــو خـوابـه

با تـو رفتـن
با تو موندن
مثل قصه تورو خوندن

تا هميشه تورو خواستن
     مثل تشنگي آبه

اگه چشمات من رو مي‌خواست
تو نگاه تو ميمردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي‌سپردم
اگه اسمم رو مي‌خوندي
ديگه از ياد نمي‌بردم
اگه با من تو مي‌موندي
همه دنيارو مي‌بردم

بي تـو امـا ســرســردن
بي تو و عشق تو بودن

تــو غبار جاده مونـدن
بي تو خوب من محاله

بي تو حتي زنده بوندن
بي هدف نفـس كشيـدن

تـا ابــد تـــو رو نديــدن
واسه من رنج و عذابه

اگه چشمات من رو مي‌خواست
تو نگاه تو ميمردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي‌سپردم
اگه اسمم رو مي‌خوندي
ديگه از ياد نمي‌بردم
اگه با من تو مي‌موندي
همه دنيارو مي‌بردم

تـــوي آسمــون عشقـم
غير تو پرنده‌اي نيست

روي خــامــوشــي لبهـــام
جز تو اسم ديگه‌اي نيست

توي قـلب مـن عزيـزم
هيچ كسي جايي نداره

دل عـــاشقــــم بجـــز تـــــو
هيچ كسي رو دوست نداره

اگه چشمات من رو مي‌خواست
تو نگاه تو ميمردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي‌سپردم
اگه اسمم رو مي‌خوندي
ديگه از ياد نمي‌بردم
اگه با من تو مي‌موندي
همه دنيارو مي‌بردم

لحظه‌هارو با تو بودن
لحظه‌هارو با تو بودن

ترانه سرا: مریم قاضی

خواننده: معین

+ نوشته شده در شنبه 6 اسفند1384ساعت 18:59 توسط سیاوش |







+ نوشته شده در شنبه 6 اسفند1384ساعت 18:33 توسط سیاوش |


 

خورجیـن بـاد پـر شـده از گلایه
تو این روزای سخت و پر کنایه

خنده رو با غصه نم یشه نوشت
کی میدونه چه جوریه سرنوشت

بیـن مـن و تـو پـل بـی عبـوره
غربت جاده های سوت و کوره

رنگ غریب و ساده فصل ما
پناه امـن گریه شـد...  آدمـا

خواننده: کاوه یغمایی


:  میخواد که من از این پل عبور کنم تا بهش برسم !!  مگه میشه ؟؟؟ 

:  شاید !!!

:  بازم گفت ؟!!   چشم . من هم میگم : شاید !!!

: تا کش بیایی باید از این پل رد شی!!!
       تازه یه چیز با حال تر
       من آخر این پل نیستم دو سه تا پل دیگه در راهه ......

: خسته نشی اینقدر فکر میکنی؟!! من که کم نمیارم

                             ::::::::::::::::::::  نظر یادت نره  ::::::::::::::::::::

+ نوشته شده در جمعه 5 اسفند1384ساعت 19:0 توسط سیاوش |


  هلن لکر: "اگر آفتاب را به نظاره بنشینی سایه را نتوانی دید."

+ نوشته شده در پنجشنبه 4 اسفند1384ساعت 17:15 توسط سیاوش |