تبليغاتX
قطره باران Rain drop

قطره باران Rain drop

شکسپیر: "سخن گفتن کافی نیست بلکه باید راست گفت."

 نام کامل:نانسی نبيل عجرم

شهرت:نانسی عجرم

محل تولد:الشرفيه/لبنان

تاريخ تولد:may ۱۶th ۱۹۸۳

ايميل آدرس:info@nancyajramonline.com

وب سايت رسمی:www.nancyajramonline.com

 

نانسی از سن ۱۲ سالگی کار خود را با پخش آهنگ هاش از کانال نجوم المشتکبل به کمک مادر بزرگ خود که اوديت عجرم نام دارد و خود از خوانندگان پيشکسوت هستش شروع کرد!

اولين آلبوم نانسی به نام محتجالک  در سال ۱۹۹۸بيرون آمد که حاصل کار او تا به حال ۴ آلبوم هست:

 ــ محتجالک

 ــ شل عیونک عنی

 ــ ۲۰۰۲ یا سلام

 ــ ۲۰۰۴ آه و نص

همينطور ويديو های نانسی به ترتيب زيرند:

 ــ محتجالک

 ــ شل عيونک عنی

 ــ اخاصمک آه ۲۰۰۲

 ــ يا سلام ۲۰۰۲  (برنده بهترين کليب در سال ۲۰۰۳)

 ــ يای سحر عيونو ۲۰۰۳

 ــ آه ونص ۲۰۰۴

 ــ لون عيونک ۲۰۰۴

 ــ قول تانی کده ۲۰۰۵ (همراه کمپانی کوکاکولا)

 ــ انت ايه ۲۰۰۵

 

بچگی نانسی عجرم

بچگی نانسی عجرم

 

نانسی دارای يک برادر و يک خواهر به نام نادين هستش که به گفته خودش بهترين دوست اوست!برای علاقه مندان به نانسی بايد بگم که قد نانسی ۱۶۸ cm  و وزن او ۵۰ kg هست.نام پدر نانسی نبيل عجرم و نام مادرش ريواندا عجرم نام دارد.

نانسی ساکن شهر شيلانه در لبنان هست.

نانسی عاشق شکلات و شيرينی و کارتون تام و جری هست!و همانطور که ميدونيد نانسی با کمپانی کوکاکولا همکاری دارد.

و بالاخره بخاطر اين همه محاسن خوبی که نانسی داره به اون لغب سيندرلا را داده اند.

و آخرين خبر از نانسی اينکه نانسی اينروزها حسابی مشغول هست!چون در حال بازی در يک فيلم هست به نام احبک آه .و اينکه در حال تدارک آلبوم جديدش هست به اسم لون سمحک. و بازم اينکه قرار داد جديدی با يک شرکت شامپو بسته که کار تبليغات اين شرکت را به عهده دارد.

درخواست کننده: A.Sh

+ نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین1385ساعت 12:59 توسط سیاوش |


چشمامو رو هم میذارم و تورو بیادم میارم
دوباره دست تکون میدن اونا
تـورو به هم نشون میدن اونا
کم میارم آخه تورو
تورو بیادم میارمو

دنیا دیگه مث تو نداره
نداره نه می تونه بیاره
دلا همه بیقراره عشقن
اما عشقه که واسه بی قراره

هیشکی مثل تو نمیتونه
نمیتـونـه قلبمـو بخـونه
بگو بگو کدوم خیابونه
که منو به تو میتونه برسونه؟
نه...
نداره دنیا مثل تو... مثل تو...
نداره دنیا مثل تو... مثل تو...

دنیا دیگه مث تو نداره
نداره نه می تونه بیاره
دلا همه بیقراره عشقن
اما عشقه که واسه بی قراره

ترانه سرا: فرید احمدی

خواننده: بنیامین بهادری

+ نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 12:20 توسط سیاوش |


يكي از راه مي رسـه اونكه با عشق آشناست
بــراي  تنهـاييـام  هـديــه  دسـت  خــداســت
انگـــار از جــاده ميـــاد بـوي خـوب دامنـش
دليــل بــــودن  مـــن  لحظـــه  رسيــدنــــش

آشنــاي  مـــن  بيـا  دل مــــن  تــاب نــداره
چشـم مـن  انتظار روز  و شب  خواب نداره
باصـداي خنده هاش تو گوش زنـگ مي زنه
حسـرت بـودن اون سينمـو چنــگ مـي زنه


يکي از راه مي رسه اونكه با عشق آشناست
بــراي  تنهـاييـام  هـديـه  دسـت  خــداســت
 انگار از جاده مياد بوي خوب دامنش
 دليـل بـــودن مــن لحظــه رسيـدنــش


چشـم من به راه اون روز شب به جاده هاست
وقتــي از راه بـرسـه بهتـــريـن وقـت دعاست
كي  مياد  اون  روزي  كه  مهـربـون مـن بياد
اونكــه  بـا  اومــدنــش  انتظــارم  ســـر بيـاد

آشنــاي  مــن  بيــا  دل مــن  تــاب نــداره
چشم  من  انتظار روز و شب  خواب نداره
باصداي خنده هاش تو گوش زنگ مي زنه
حسـرت بـودن اون سينمو چنـگ مـي زنه


يكي از راه مي رسه اونكه با عشق آشناست
بــراي  تنهـاييـام  هـديـه  دسـت  خــداســت
 انگار از جاده مياد بوي خوب دامنش
 دليـل بــودن مـــن لحظــه رسيـدنــش

خواننده: اندی

درخواست کننده: حمید

+ نوشته شده در یکشنبه 27 فروردین1385ساعت 17:30 توسط سیاوش |


   

     اگر مـاه بودم بـه هـر کجـا کـه بودم

     سـراغ تـــو را از خـــدا مـی گرفتـم

     وگر سنگ بودم به هر جا که بودی

     سـر هـر رهگـذار تـو جا می گرفتم

 

     اگر مـاه بـودی بـه صـد نــاز شایـد

     شبـی بـر لـب بـام مـن می نشستـی

     وگر سنگ بودی به هر جا که بودم

     مرا می شکستی  مرا می شکستی

+ نوشته شده در یکشنبه 27 فروردین1385ساعت 10:58 توسط سیاوش |


یادت نره دوست دارم
خیلـی دلـم تنگه برات

دار و نــدارم رو بگیــر
مال خودت ، مال چشات

خورشید و بردار و بیا
آفتـابی شـو بـه خاطرم

قرارمون یادت نـره
دیـر نكنی ، منتظرم

قــرارمـون یـادت نـره
دوستت دارم یادت نره

قــرارمـون یـادت نره
دوست دارم یادت نره

قرارمون ساعت عشق
كنـــارِ دلشــــوره زدن

 كنــار دلــواپســی و
ترس یه وقت نیومدن

عاشقم و عاشقِ تو
از همه دیوونه ترم

قرارمون یادت نره
دیـر نكنی منتظرم

قــرارمـون یـادت نـره
دوستت دارم یادت نره
 

قــــرارمـــون كنـــارِ گــــل
كه سر به زیرِ عطر توست

 تـــو چیــن چیــنِ دامنـی كـه
هزار تا بغض رو میشه شست

خورشید و بردار و بیار ( بردار و بیار )
آفتابی شو به خاطرم ( خاطرم )

قرارمون یادت نره
دیـر نكنی منتظـرم

یادت نره دوست دارم
خیلی دلـم تنگه برات

دار و نــدارم رو بگیــر
مال خودت ، مال چشات

قــرارمـون یادت نره
دوست دارم یادت نره

قــرارمـون یادت نره
دوست دارم یادت نره

قــرارمـون یادت نره
دوست دارم یادت نره

ترانه سرا: بابک روزبه

خواننده: منصور

+ نوشته شده در جمعه 25 فروردین1385ساعت 16:20 توسط سیاوش |


اینم از جمله بدبختی آور ...

تذکر: این عبارات فقط و فقط (دو شرطی) برای اوناییه که واسه بدبختی سر میشکنن!!!

 

فارسي :  دوستت دارم

ايتاليايي : Ti Amo

آلماني : Ich Liebe Dich

تركيه اي : Seni Seviyurum

فرانسوي : Je t'Aime

اسپانيايي : Te Quiero

هندي : Mai Tumase Pyre Karati Hun

عربي : Ana Behibak

ژاپني : Kimi O Ai Shiteru

يوگوسلاوي : Ya Te Volim

كره اي : Nanun Tangshinul Sarang Hamnida

روسيه اي : Te Iu Besc

ويتنامي : Em Ye^u Anh

اكرايني : Ja Tebe KoKHAju

تونسي : Ha Eh Bak

سوئيسي : Ch'Ha Di Ga"Rn

سوئدي : Jag A"Iskar Dig

 آفريقايي : Ek Het Jou Liefe

انگليسي : I Love You

 

یادته به من گفتی "ز ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ" (۸ حرفی!!) میخواستی با کدوم زبان... (خودم میدونم)

خودم میدونم که میخواستی

                                                                                           میخواستی       ... بهم بگی دوستت ندارم 

آخه هیچکدوم با ز... شروع نمی شه!!!   لابد دیکشنری من کامل نیست!!!

ولی من اینجوری به تو گفتم:

+ نوشته شده در جمعه 25 فروردین1385ساعت 16:17 توسط سیاوش |


 

عشـق "عشــق" مـی آفرینـد.

عشـق "زندگــی" مـی بخشـد.

زندگی "رنـج" به همـراه دارد.

رنـج "دلشــوره" مـی آفـرینـد.

 دلشـوره "جـرأت" مـی بخشـد.

جرأت "اعتماد" به همراه دارد.

اعتمــاد "امیــــد" مـی آفـرینـد.

امیــد "زندگــــی" مـی بخشــد.

زندگـی "عشـــق" مـی آفرینـد.

عشــق "عشـــق" مـی آفرینـد.

اثر: مارگوت بیکل

+ نوشته شده در جمعه 25 فروردین1385ساعت 16:10 توسط سیاوش |


دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌

+ نوشته شده در جمعه 25 فروردین1385ساعت 16:8 توسط سیاوش |


  ورود  ممنوع  

عشق خنده کنان آمد... و گفت:

من بی سوادم!!!

+ نوشته شده در سه شنبه 22 فروردین1385ساعت 22:24 توسط سیاوش |


دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیسه
هر چی بیشتر بمونی رفتنت سخت تر میشه و اگه رفتی جای پاهات برای همیشه میمونه

بزرگترین درسی که در زندگی آموختم این بود که:
آنچه امروز دارم ممکن است آرزوی فردایم باشد

هیچ کس نمیتونه به دلش یاد بده که نشکنه
ولی حداقل میتونیم یادش بدیم که...

وقتی شکست لبه های تیزش دست اونایی که شکستنش رو نبره!


+ نوشته شده در سه شنبه 22 فروردین1385ساعت 22:22 توسط سیاوش |


+ نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین1385ساعت 22:3 توسط سیاوش |


نام کامل : آرش لباف
سن : ۲۸
محل تولد : تهران
محل زندگی : مالمو ، سوئد
اعضای خوانواده : پدر ، مادر و دو برادر
شغل : خواننده ، تهیه کننده ، آهنگساز
علاقه مندی : بسکتبال ، اسکیت ، جمع آوری کلاه (به خصوص لبه دار)
ده سال اول زندگیش را در تهران سپری کرد و بعد از آن به اروپا رفت.
در اواخر دهه ۸۰ به همراه خانواده به سوئد مهاجرت کرد.در ابتدا به شهر آپسالا و بعد از ۵ سال به مالمو " شهری که هنوز در آنجا اقامت دارد" ، رفتند.
علاقه وصف ناپذیری به موسیقی دارد به طوری که خودش در این مورد می گوید :
" زندگی من موسیقی است و موسیقی زندگی من است."
در سال ۲۰۰۴ با انتشار اولین آلبومش "برو برو" به عنوان یکی از بهترین خوانندگان سوئد شناخته شد.

درخواست کننده: A.Sh

+ نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین1385ساعت 22:0 توسط سیاوش |


دیدی گفتم
   دیدی گفتم که یه روز پر میکشی تو هوا
دیدی گفتم
   دیدی گفتم که تـو هم میری به خاطره ها
   میاد اون روز که نمیگیری سراغ از مـا

میدونستم
   می دونستـم که دل سـرد تــو موندنـی نیست
                                             خوندنی نیست
   رفتــی پــر کشیــدی دل نشســت و گریســت
   نمونده برام جز اشک چشم و دو گونه خیس

دلی کـه بی نیـاز همـش فکر پرواز
                         میخـواد بــذاره بــره
قلبی که غم نداره همش فکر فراره
                         موندن براش مشکله

دیدی گفتم دیدی گفتم
دیدی گفتم دیدی گفتم
دیدی گفتم دیدی گفتم
دیدی گفتم دیدی گفتم

دیدی گفتم
دیدی گفتم که یه روز پر میکشی تو هوا
دیدی گفتم
دیدی گفتم که یه روز میری بدون وداع
نگفتـم میــری نمیگیـری سـراغ از مــا

دلـی که بی نیـاز همش فکـر پرواز
                         میخـواد بــذاره بــره
قلبی که غم نداره همش فکر فراره
                         موندن براش مشکله

دیدی گفتم دیدی گفتم
دیدی گفتم دیدی گفتم
دیدی گفتم دیدی گفتم
دیدی گفتم دیدی گفتم

دیدی گفتم دیدی گفتم
دیدی گفتم دیدی گفتم
دیدی گفتم دیدی گفتم
دیدی گفتم دیدی گفتم

خواننده: فرشید امین

+ نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین1385ساعت 16:39 توسط سیاوش |


+ نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین1385ساعت 16:30 توسط سیاوش |


          

 

     در روياهايم ديدم كه با خدا گفتگو مي كنم . خدا پرسيد ؟ پس تو ميخواهي با من گفتگو كني؟ من درپاسخش گفتم : اگر وقت داريد. خدا خنديد و گفت وقت من بي نهايت است در ذهنت چيست كه مي خواهي از من بپرسي؟

     پرسيدم چه چيز بشر شما را سخت متعجب مي سازد؟ خدا پاسخ داد: كودكي شان . اينكه آنها از كودكي  شان خسته مي شون عجله دارند زود بزرگ شوند و بعد دوباره پس ازمدتها آرزو ميكنند كه كودك باشند.... اينك آنها سلامتي شان را از دست مي دهند تا پول بدست آورند وبعد پولشان را از دست مي دهند تا سلامتي شان را بدست اورند. اينكه با اضطراب به آينده نگاه مي كنند و حال را فراموش مي كنن. و بنا بر اين نه در حال زندگي مي كنند نه در آينده. اينكه آنها به گونه اي زندگي ميكنند كه گويي هرگز نمي ميرند. و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز زندگي نكرده اند...

     خدا دستانم را گرفت براي مدتي سكوت كرديم و من دوباره پرسيدم "به عنوان يـك پــدر  مي خواهي كدام در سهاي زندگي را فرزندانت بياموزند؟ او گفت: بياموزند كه آنها نمي توانند كسي را وادار كنند كه عاشقشان باشد. همه كاري كه آنها مي توانند بكنند اين است كه اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند. بياموزند كه درست نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند بياموزند كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب آنان كه دوستشان داريم ايجاد كنيم اما سالها طول ميكشد تا ان زخمها را التيام بخشيم . بياموزند كه ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد  كسي است كه به كمترين ها نياز دارد .بياموزند كه آدم هايي هستند كه آنها را دوست دارند فقط نمي دانند چگونه احساساتشان را نشان دهند. بياموزند كه دو نفر ميتوانند باهم به يك نقطه نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند. بياموزند كه كافي نيست فقط آنها ديگران را ببخشند بلكه آنها خود را نيز بايد ببخشند...

     من با خضوع گفتم آيا چيز ديگري هست كه دوست داريد فرزندانتان بدانند؟ خداوند لبخند زد وگفت :

                " فقط اينكه بدانند من در اينجا هستم  . هميشه "


در مورد پست ثبت شده گفتگو با خدا Interview with GOD در بیست و نهم ماه مه 2001 ریتا استریکلند نویسنده گفتگو با خدا نسخه ای از آن را در سایت اینترنتی کلیسای محلش در ایالت آلاباما به نمایش گذاشت و هیچ تبلیغی هم برای آن نکرد. طی یک هفته500000نفر از آن سایت دیدن کردند که این رقم در مدت کوتاهی به چند میلیون رسید و هنوز هم روز به روز بیشتر می شود. این پیام، ضمن آنکه ما را متوجه اشتباهاتمان می کند و به یادمان می آورد که در زندگی واقعا چه چیز با ارزش است. موفقیتی چشمگیر داشته و در سراسر دنیا مردم را تحت تاثیر قرار داده است. ریتا استریکلند یک طراح اینترنت از دانشگاه آلاباماست، که در مدارس یکشنبه هم درس می دهد. او به همراه همسرش استیو و دخترانش جسی و کتی در ایالت آلاباما زندگی می کند.

 کتاب گفتگو با خدا (ترجمه: علی محب خسروی)

 

+ نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین1385ساعت 16:0 توسط سیاوش |


این عکس اوج  قدرت  نه اوج بدبختی رو نشون میده... یکی و دو تا که حالیش نیست!!! حتی یکیش هم حریف دوتا نه صدتا هم میشه...  (نظر شما چیز دیگست؟)

+ نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین1385ساعت 15:27 توسط سیاوش |


               هــوا بــوي نـم گرفتـه
               دوبـــاره دلــــم گرفتـه
               صداي گريه ي بارون
               تـو خيابـون دم گرفتـه

با نگــاهـت قلـبمــو ازم گرفتــي اينم بمونه
با غرورت منو دست کم گرفتــي اينم بمونه
گفتـي که قلبتـو پس ميدم ديوونه اينم بمونه
گفتـم اين قلـب تـوه پيشت بمونه اينم بمونه
خواستم عاشقـت کنم گفتي محاله اينم بمونه
گفتي تو هم دلت چه خوش خياله اينم بمونه


من ميگفتم شب عشق با اين سياهي نداره ترسي برام وقتي تو ماهي
تــو ميگفتي آره مـن مـاهـم ولي تــو اومـدي آسمـونـت رو اشتبـاهي 
اينــم بمونــه اينــم بمونــه

ترانه سرا: فرید احمدی

خواننده: بنیامین بهادری

+ نوشته شده در سه شنبه 15 فروردین1385ساعت 16:0 توسط سیاوش |


ابراهيم حامدي صدايي بي همتا در تاريخ موسيقي ايران...                                                    
ابراهيم حامدي متخلص به "ابي" در
۲۹ خرداد سال ۱۳۲۸  در ميدان فوزيه تهران ديده به جهان گشود.
او در اوان نوجواني  به استعدادهاي خويش در خواندن
پي برد و شروع به خواندن در يک گروه  دوستانه به نام sun boys کرد
و خواندن در باشگاهها و کاخ هاي جوانان را آغاز کرد  و پس از چند سال ، در آغاز جواني اولين ترانه ي مستقل خود را اجرا کرد . اين اثر ترانه اي بود با نام "عطش"  از ساخته هاي " استاد حسين واثقي "براي فيلمي با همين عنوان. "ابي" اين ترانه را با چنان قدرت و زيبايي اجرا کرد که توجه بسياري را به خود جلب کرد.
ابي به اين ترتيب پا به عرصه ي ترانه گذاشت و آغازگر سبکي تازه در ترانه نوين ايران شد. او با اتکا بر صداي توانمند و بي نظيرش پا به عرصه پر فراز و نشيب ترانه گذاشت. او از همان روزهاي اول و آثار نخستينش نشان داد که حرفهاي بسياري براي گفتن دارد و مي تواند تأثير به سزايي در شکلگيري ترانه نوين ايران که آن روزها چند سالي بيشتر از عمرش نمي گذشت داشته باشد.
 دومين ترانه او ترانه اي بود اعتراضي به نام "چرا" ، با شعر "مسعود هوشمند" و آهنگ "استاد حسين واثقي " که به سبک و شيوه اي بسيار زيبا توسط او خوانده شد.  اما سومين آهنگي که "ابي" اجرا کرد و به گفته خودش باعث معروفيت او شد ترانه اي به نام "شب"  بود با "شعر "اردلان سرفراز" و آهنگ "منصور ايران نژاد " که در شوي "ميخک نقره اي" زنده ياد "فريدون فرخزاد" به گوش مردم رسيد. اين ترانه به خاطر شعر و موسيقي قوي و همچنين اجراي عالي خواننده  بسيار مورد توجه قرار گرفت و همگان را به تحسين واداشت.
ابي در همين دوران با شهبال و شهرام شبپره آشنا شد و با ايشان شروع  به همکاري در گروهي کرد که در آن روزگار يکي از بهترين  گروههاي موسيقي در ايران بود. بله او  مدتي با گروه
Black cats  همکاري کرد و  شبهاي بسياري را در کاباره ي "کوچيني" به روي صحنه رفت و تجربه کسب کرد . اما پس از مدتي فعاليت خود را با اين گروه قطع کرد و کارش را به صورت مستقل و به تنهايي ادامه داد .

واين آغاز کار هنرمندي بود که فريادش تبديل به صداي در گلو خفه شده مردم ايران شد.

"ابي" کارش را با همين سبک و سياق ادامه داد ودر طول سالهاي پيش از انقلاب ده ها ترانه اجرا کرد. که اين ترانه ها در سالهای بعد از انقلاب در قالب چهار آلبوم منتشر شد .  اين آلبومها به ترتيب "تپش" ، "نازي ناز کن" ،"شب زده" و"کوه يخ" نام داشت. او  در اين چهار آلبوم آثاري جاويدان از بهترين ترانه سرايان و آهنگسازان  ايران را اجرا کرد .
ابي همچنان در آن سالها بر روي تعداد زيادي از فيلمها ترانه خواند و سکانسهايي ماندگار از تلفيق هنر کارگردانان ، بازيگران و صداي "ابي" ساخته شد.
از جمله فيلمهايي که "ابي" براي آنها ترانه خواند مي توان به فيلمهاي : عطش ، هياهو ، تپش ، کندو ، ذبيح ، قاصدک ، بت شکن ، گل هاي کاغذي ، شب زخمي ، خاکستري ، باغ بلور ، تهمت ، بر فراز آسمانها و بوي گندم اشاره نمود. همچنين او در زمينه بازيگري هم يک بار خود را آزمود و در فيلم "بوي گندم" ايفاي نقش کرد .
"ابي" دو سال پيش از انقلاب براي اجراي يک سري کنسرت در آمريکا از ايران خارج و به دليل شکل گرفتن انقلاب در ايران در آمريکا ماندگار شد .

 



ابراهيم حامدي در سالهاي سخت و سنگين غربت نيز قدمي از راه خود پا پس نکشيد و خود را در بازار غير مسيول "لوس آنجلس" رها نکرد و با سختي زياد به انجام کار درست با ترانه سرايان و آهنگسازان مسيول و نام آشنا ادامه داد. او در طول سالهاي غربت تا به امروز دوازده آلبوم منتشر کرده است که به ترتيب انتشار عبارتند از : با تو ، غريبه ، خليج ، ستاره دنباله دار ، معلم بد ، اتل متل ، ستاره هاي سربي ، عطر تو ، پير ، تاج ترانه ، طلوع کن و شب نيلوفري .
" ابي" در تمامي اين سالها چه قبل و چه بعد از انقلاب و از همان کارهای آغازين خود و در طول سالهای غربت هيچگاه مسيوليت خود را نسبت به ايران و وضعيت مردم آن فراموش نکرده است و هميشه  ترانه هاي ملي و ميهني و ترانه هاي معترض را در کنار ترانه هاي عاشقانه اجرا کرده و به سمع دوستداران صدايش رسانده است
. ترانه هايي چون : چرا ، شب ، پاينده باد ايران ، روستايی ، هم غصه ، پير ، خليج فارس ، گل سرخ ، خانه سرخ ، خورشيد بي حجاب ، نون و پنير و سبزي ، اتل متل ، معلم بد ، طلوع کن ، هلا ، درخت ، سياه پوشها  و چندين و چند ترانه ديگر از اين دست. او با انتخاب و اجراي اين آثار نشان داده که نسبت به مردم و ميهنش چه احساس ناب و خالصي دارد و اوج اين احساس را در ترانه "خليج فارس" که بي شک يکي از زيباترين آثار خلق شده در تاريخ ترانه نوين ايران مي باشد مشاهده مي کنيم ترانه اي که در زمان اجرايش توسط "ابي" اشک لذت و غرور و ميهن پرستي  را بر ديگان هر ايراني جاري مي سازد .

ابي در اجراي کنسرت نيز به موفقيتهاي بسياري دست يافته و درهاي سالنهاي بزرگ و مشهور در جهان را به روي ايرانيان باز کرده و با اتکا بر توان بالاي صدايش در اجراهاي زنده و همچنين ترانه هاي خاطره ساز و محبوبش سالانه هزاران ايراني را در اين سالنها در اقصي نقاط جهان گرد هم مي آورد و برايشان از "عشق" مي خواند .  از جمله
سالنهای نامداری که ابی در آنان برنامه اجرا کرده
  مي توان به  اين سالنها اشاره کرد :
يونيورسال آمفي تياتر (لوس آنجلس) ، شراين آدوتوريوم (محل برگزاري مراسم اسکار) ، گريک تياتر (لوس آنجلس) ، کندي سنتر (واشنگتن) ، اپراي سيدني (همراه با ارکستر سمفوني سيدني ) ، سالن سلطنتي نوبل (استکهلم ) ، کويين آمفي تياتر (ونکوور) ، گلوين (سالن بين المللي سويد ) ، فيلارمونيک برلن (برلين) ، گلف دبي (سالن بين المللي دبي) ، اويشن کلاب (سالن بين المللي دبي ) ، کنسرت هاوس (يوتبوري) و ...

 


"ابي" در تمام دوران هنري اش با بهترين ترانه سرايان و آهنگسازان ايران همکاري داشته و بهترين آثار آنان را اجرا نموده است. شايد از اصلي ترين  دلايل موفقيت او و ماندگار شدن آثار او در طول بيش از سي سال همين همکاري هاست ، که حاصلش خلق ترانه هايي ماندگار در ترانه نوين ايران مي باشد . از جمله بزرگاني که "ابي"  با آنها همکاري داشته است مي توان به ترانه سراياني چون : ايرج جنتي عطايي ، اردلان سرفراز ، شهيار قنبري ، ليلا کسري(هديه) ، منصور تهراني ، زويا زاکاريان ، هما مير افشار و غيره اشاره کرد و از آهنگسازاني  چون  زنده ياد واروژان ، بابک بيات ، فريد زلاند ، سياوش قميشي ، محمد شمس ، اسفنديار منفرد زاده و غيره نام برد .
 "ابي" آوازخواني ست مردمي که از دل مردم ايران زاده شده است. او با احترام به گوش و هوش مردم ايران در طول سي و پنج سال کار هنري اش و با قبول سنگيني مسيوليتي که بر دوش دارد و با تلاش و پشتکار زياد وبا خلق آثاري که در گوشت و خون مردم ايران جاي گرفته است و همچنين شخصيت هنري محبوبي که دارد توانسته دل بسياري از ايرانيان را بدست آورد و اين ارتباط با جوانان در ايران به حدي است که نام "ابي" بر  ديوارهاي دورافتاده ترين روستاهاي ايران نيز  به عنوان خواننده محبوب آنان نقش بسته و اين نشان از اوج موفقيت و محبو بيت يک هنرمند است.
با اميد به روزي که اين هنرمند ارزنده را در وطن عزيزمان ايران و در ميان دوستدارانش ببينيم.

با آرزوي سلامتي و موفقيت روزافزون
براي "ابي" عزيز و خانواده محترمش .

+ نوشته شده در سه شنبه 15 فروردین1385ساعت 15:24 توسط سیاوش |


اینم مفهوم زندگی از زبان سیاوش قمیشی (یا بهتر بگم از زبان شاعرش امیرفرخ تجلی) واسه اون دسته از .....(بازدیدکننده) درخواست کننده که میگفتند راستی به چی میگن زندگی!!!


زندگی، یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق
زندگی، یعنـی لطـافـت گـم شـدن در نرمـی عشق
زندگی،  یعنـی دویـدن بـی امـان در وادی عشق
رفتــن  و آخــر رسیــدن بــر در آبــادی عشــق


می توان هر لحظه، هر جا عاشق و دلداده بودن
پُر غـرور چون آبشاران بـودن اما، سـاده بودن


می شود انـدوه شـب را از نگـاه صبـح فهمید
یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید


می توان در گریه ی ابر با خیال غنچه خوش بود
زایــش آینــده را در هــر خـزانـی دیــد و آســود


می توان هر لحظه هر جا...

ترانه سرا: امیرفرخ تجلی

خواننده: سیاوش قمیشی

+ نوشته شده در سه شنبه 15 فروردین1385ساعت 15:0 توسط سیاوش |


 می گفت عا شقم ،

 دوستش دارم و بدون او هيچم و برای او زنده هستم...

 او رفت و تنها ماند...

 زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد...

 از او پرسیدم از عشق چه می دانی ؟ برایم از عشق بگو...

 گفت:عشق اتفاق است بايد بشينی تا بیفتد!!!

 گفت:عشق آسو دگيست ,خيال است... خيالی خوش...

 گفت:ماندن است ... فرو رفتن در خود است...

 گفت:خواستن و گرفتن و برای خود کردن است...

 گفت: عشق ساده است ،

همين جاست دم دست و دنيا پر شده از عشقهای زود...

 گفت: عشق دروغی بیش نیست...

 

 گفتم: تو عاشق نبودی و نیستی...

 گفتم:عشق یک ماجراست ، ماجرایی که باید آن را بسازی...

 گفتم:عشق درد است...

 گفتم:عشق رفتن است عبور است ، نبودن است...

 گفتم: عشق تضاد است...

 گفتم:عشق جستجو است ،

 نرسیدن است...

 نداشتن و بخشیدن است...

 گفتم:عشق آغاز است , دیر است و سخت است...

 گفتم:عشق زندگیست ولی از یه نوع دیگه...

 

به فکر فرو رفت و گفت عاشق نبوده ام...

 گفتم عشق راز است...

 راز بین من و توست و بر ملا نمی شود...

 هیچ وقت پایان نمی یابد . مگر به مرگ...

                                آهه سردی کشید...

 دیگه هیچی نگفت...

 سرش رو انداخت پائین و آروم از پیشم رفت.....

+ نوشته شده در سه شنبه 15 فروردین1385ساعت 14:4 توسط سیاوش |


عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
          بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برايت تکرار کند ،
          و تو از او رسم محبت بياموزی .

عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
          بلکه گذاشتن سدی در برابر روديست که از چشمانت جاريست.

عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
          بلکه پنهان کردن قلبی ست که به اسفناک ترين حالت شکسته شده .

عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
          بلکه نداشتن شانه های محکمی ست که بتوانی به آن تکيه کنی ،
          و از غم زندگی برايش اشک بريزی .

عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
          بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگی ست ،
          که مجبوري آخرش را با جدائی به سرانجام رساني .

عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
          بلکه نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد .

عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
          بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترين احساس زندگی ست .

عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
          بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست !!!

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 فروردین1385ساعت 17:0 توسط سیاوش |


   آنچه دوست داری بدست بیاور

          و گرنه...

مجبور خواهی بود آنچه را بدست می آوری دوست بداری

+ نوشته شده در دوشنبه 7 فروردین1385ساعت 20:0 توسط سیاوش |


به نام تک نوازنده ی گیتار عشق

بنام او که قلب را آفرید تا گنجینه اسرار باشد...

دل را آفرید تا دیباچه ی خاطراتم باشد...

چشم را آفرید تا صدف مروارید گرانبهای اشک باشد...

اشک را آفرید تا پاک ترین و زلال ترین قطره ی محبت باشد... محبت را آفرید تا در دلها جا گیرد و جداییها را محو کند...

و جدایی را آفرید تا لحظه دیدار شیرین تر گردد...

لحظه دیدار را آفرید تا جام تلخ انتظار شیرین گردد...

انتظار را آفرید تا رنج فراق را از صفحه دل بزدایم...

و فراق را آفرید تا قدر شیرین را بدانم...

میثم     

تقدیم به بهترینم

+ نوشته شده در دوشنبه 7 فروردین1385ساعت 19:59 توسط سیاوش |


      به چشمانت بياموز...

که هر کس ارزش ديدن ندارد

      به دستانت بياموز...

که هر گل ارزش چيدن ندارد

      به قلبــت بياموز...

که هر کس کنج آن جايي ندارد

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 فروردین1385ساعت 11:50 توسط سیاوش |