تبليغاتX
قطره باران Rain drop

قطره باران Rain drop

شکسپیر: "سخن گفتن کافی نیست بلکه باید راست گفت."

کنار پنجره دلتنگی هایم  ، مي نشينم آرام .
از لب ديوار كوتاه سرنوشت خويش پي مي گيرم بوي گلهاي روسري ..... را....
بي خود و سر گردان  ، گم مي شوم ، انگار ....
در كوچه پس كوچه هاي خيالش .
چه خيالي!!....
از پس مه آلودگي روياهام
صورت معصوم او ...
لحظه اي هزار بار ، در ذهن كودكانه ام
تداعي مي شود .
وچه شيرين است !!...
با قدم هايي جسور
و نگاهي كنجكاو ،مي روم تا فتح نگاهش....
آرام آرام ، از روي گلبرگهاي گونه اش
جاري مي شوم تا او
مي روم با جرئت تا لب مرز .... تا كناره ي جدايي مژه از اشكهایش....
و چه ساحل غريبي ست پلكهاي او .
دريايي آبي
نيزاري سياه...
دل به دريا مي زنم
در چشمان وسيعش غرق مي شوم
آبي ِنگاهش ، بيكران دريا را موج مي زند
نسيمي آرام پهنه ي پلكهايش را طواف مي كند
باز هم مي روم .... باز هم !
با اشكهاي او سرازير مي شوم از خود ...
سر مي خورم تا چكيدن آبرو...
همچنان سر درگم ....
كوچه هاي خيالش مرا به بازي ميگيرند .
صدايي موهوم از درونم فرياد مي زند : تو گم شده اي برگرد!
به صدا مي خندم ،
مدتهاست كه پشت پرچين هاي عقل گم شده ام !!
اما هيچكس به دنبال من نگشت ...
آري به همين راحتي
گم شدم در او ....
تا هميشه
تا نگاه
من مست با او..... او مست با خود
من نرم در او..... او سنگ در خود
من هماره با او.... او هميشه با خود ..... او هميشه بي من....
من ذره ذره خوابش را در غزل مي پيچم
او آسمان آسمان حضورم را دور مي ريزد....
پس كجايي آنكه مي گفتي : دلها را به هم راه است .
من كه نديدم !!!

+ نوشته شده در شنبه 30 اردیبهشت1385ساعت 18:51 توسط سیاوش |


زندگی مانند بازی فوتبال غیر قابل پیش بینی است. دلیل زیبایی و جذابیت هر دو هم در همین است.

فاصله  بین غم و شادی، بین زشتی و زیبایی، خوبی و بدی؛ شب و روز، مرگ و زندگی و فاصله بین آسمان و زمین آنقدر کم است که اصلا نمیشود فاصله معینی را برای آنها متصور شد.

بسیاری از مردم فکر میکنند که فاصله بین آسمان و زمین خیلی زیاد است، در صورتی که این زمین در آسمان شناور است و وقتی جسمی در چیزی شناور باشد دیگر نمیتوان فاصله ای بین آنها در نظر گرفت.

ما انسانها در لحظه خوشحالیم در حالی که شاید در یک لحظه از فرط غم سیل اشکمان جاری شود. در لحظه ای که فکر میکنیم به هدف نزدیک شدیم ناگهان خود را دورتر از همیشه میبینیم.

پس باید به دنبال حقیقت بود و رها در آن سعی کردن در نگهداری شادیها بیشتر فرد را به غم سنگین مبتلا میکند.

حقیقت زندگی را باید دید و پذیرفت در این صورت از تمام امکانات هستی برای درک بهتر و برای ساختن یک زندگی صحیح استفاده خواهیم کرد، با وجود تمام شادیها و غمهایش.

+ نوشته شده در جمعه 29 اردیبهشت1385ساعت 20:24 توسط سیاوش |


مـن بی تــو یـه ناتمـومم
من بی تـو یه نیمه جونم
دور از تـو نـزار بمونـم
من بی تو... نه نمیتونم

ای عشـق راه دور من
شکسته دل مغرور من
حادثـه رفتـن تــو بود
مهم نبـود غــرور من

مهـــم نبــود شکستنـم
بــه پـای تــو نشستنـم
مهم تو بودی عشق من
نــه قصـــه دل بستنــم


مــن بی تـــو یه ناتمومم
من بی تـو یه نیمه جونم
دور از تــو نـزار بمونم
من بی تو... نه نمیتونم

من بی تــو یه بی نشونم
مـن بی تـو رو به جنونم
دور از تــو نـزار بمونم
من بی تو... نه نمیتونم

جایت تو آغوش منه
این معنی دوست داشتنه
رفتی و خاطرات تو قلبم رو آتیش میزنه

اشکام به وقته رفته
عــذاب تلـخ باختنـه
ارزشش رو داشت عشق من
معجــزه شنــاختنت

مهم نبود دل سوختنم دور از تو پرپر زدنم
بـه افتخار عشـق تــو میگـم که بازنده منم

مــن بـی تــو یه ناتمومم
من بی تو یه نیمه جـونم
دور از تــو نـزار بمونم
من بی تو... نه نمیتونم

مـن بی تـو یه بی نشونم
مـن بی تـو رو به جنونم
دور از تــو نـزار بمونم
من بی تو... نه نمیتونم

خواننده: اندی

+ نوشته شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت1385ساعت 11:42 توسط سیاوش |


Let go and let God

رها کن و به خدا بسپار.

 

They say that God is everywhere

and yet we always think of Him as somewhat of a recluse

می گویند خدا همه جا هست و با این حال،

همیشه فکر می کنیم از ما دور است.

 

God is within you

but we place Him outside and worship Him

خدا در درون ماست،

اما او را جایی در بیرون خود قرار می دهیم تا پرستش اش کنیم.

 

God gives birds their food

but they must fly for it

خدا غذای پرندگان را می دهد،

اما آنها باید برای به دست آوردنش پرواز کنند.

 

Preayer is not conguering God's reluctance but taking hold of God's willingness

دعا غلبه برا مخالفت خدا نیست، بلکه دستیابی به رضایت اوست.

 

Who falls for love of God shall rise a stare

کسی که عاشق خداست، می تواند باعث طلوع یک ستاره شود.

 

If we just stop looking for the Red Sea to split

we might see all the wonderful miracles

God makes all around us every day

اگر دست از انتظار برای معجزه ی باز شدن دریای سرخ برداریم،

خواهیم توانست همه ی معجزات خارق العاده ای که خداوند

هر روز در اطرافمان ظاهر می کند ببینیم.

 

God does not care much for the importance of our work

as for the love with which they are done

کاری که انجام می دهیم،

به اندازه ی عشقی که در کار می زنیم برای خدا اهمیت ندارد.

 

 All religions are paths but the paths are not God

همه ی ادیان راه رسیدن به خدا هستند، اما خود خدا نیستند.

 

God is that, the greater than which cannot be conectived

خداوند از هر آنچه غیر قابل درک، بزرگتر است.

 

Love is the highest gift of God

عشق والاترین هدیه ی خداوند است.

 

Abstaining from luxuries is the way to God

پرهیز از تجملات، راهی است به سوی خدا.

 

By practising God's rememberance

your inner being will be illuminated little by little

and you'll achieve some measure of detachment from the world

با یاد آوردن خداوند، درونت به تدریج روشن می شود

و به مراتبی از عدم دلبستگی به دنیا خواهی رسید.

 

God is the East and the West

and wherever you turn, there is God's face

خدا شرق است و غرب است.

به هر طرف رو کنی، رو در روی خدا خواهی بود.

 

The prayer most acceptable to

God comes from a thankful heart

دعایی که بیش از همه مورد پذیرش خداوند است،

دعایی است که از دل شاکر برخیزد.

 

Sooner or later you have to seek God. Why not now

دیر یا زود باید به دنبال خدا بگردی، چرا حالا نه؟

 

whoever wants to find God will find a way to Him

هر کسی خدا را بجوید ، راهی به سوی او خواهد یافت.

 

Trust in God, but tie up your camel

وز توکل، زانوی شتر ببند.

 

Sleep in peace, God is awake

با خیال راحت بخواب، خدا بیدار است.

 

God brings men into deep waters

not to drown them but to cleanse them

خداوند انسان را در آب های عمیق فرو می کند،

نه برای غرق کردنش، بلکه برای پاک کردنش.

 

Know that all that is other than God veils you from Him

بدان که هر چه غیر خدا باشد، خدا را از چشم تو پنهان خواهد کرد.

 

All God's testing has a purpose, someday you'll see the light

All He asks is that you trust Him,walk by faight and not by sight

همه آزمون های خداوند هدفمند است، روزی نور را خواهی دید.

او فقط می خواهد که به او اعتماد کنی، با ایمانت راه برو نه با چشمت.

 

God,often in His wisdom,sendshis angels down to walk with us

We know them best as friends

معمولا خداوند فرشته هایش را پایین می فرستد تا با ما قدم بردارند.

ما آنها را به صورت دوستان مان می شناسیم.

 

Don't pray that God's on our side; pray that we're on His side

دعا نکن که خدا کنار تو باشد، دعا کن که تو کنار خدا باشی.

 

Some people think it is unfair for

God to put thorns on roses

Others praise Him for putting roses on thorns

بعضی فکر می کنند منصفانه نیست که

خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است.

بعضی دیگر خدا را ستایش می کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است.

 

He that loveth not knoweth not God, for God is love

کسی که مهربان نیست، خدا را نمی شناسد، زیرا خدا مهر است.

  

All God's testing has a purpose, someday you'll see the light

All He asks is that you trust Him, walk by faight and not by sight

همه آزمون های خداوند هدفمند است، روزی نور را خواهی دید.

او فقط می خواهد که به او اعتماد کنی، با ایمانت راه برو نه با چشمت.

 

God, often in His wisdom, sendshis angels down to walk with us

We know them best as friends

معمولا خداوند فرشته هایش را پایین می فرستد تا با ما قدم بردارند.

ما آنها را به صورت دوستان مان می شناسیم.

 

Don't pray that God's on our side; pray that we're on His side

دعا نکن که خدا کنار تو باشد، دعا کن که تو کنار خدا باشی.

 

از کتاب:  من + لبخند  = خداوند

ترجمه زهره زاهدی

+ نوشته شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت1385ساعت 11:26 توسط سیاوش |


wWw.RD.bLoGfA.cOm

اين آدم آهنى آنقدر سخت و سنگدل است كه هيچ‌كس فكر نمى‌كند توان عاشق شدن داشته‌باشد و حالا هم كه عاشق شده، هيچ كس او را باور ندارد و همه انكارش مى‌كنند. آن آدم ديگر يك سال و ده ماه و دو روز است كه معشوقش را نديده، اين يكى وقتى مى‌خواهد بگويد دوستت دارم، زبانش مى‌گيرد و ديگرى تب هزار و سيصد درجه دارد. آدم‌هاى عجيب و غريبى كه ترحم برانگيز هستند و خيلى‌ها با آنها در ترانه‌هاى بنيامين هم‌ذات پندارى مى‌كنند. در صدايى كه انگار مرثيه گويى مى‌كند و نوحه مى‌خواند، همچنان كه پيش از اين خوانده بود: بوى سيب و حرم حبيب و...پوسترهاى بنيامين بعد از پخش اين آهنگ در ماه‌هاى محرم و صفر بر شيشه ويترين‌ها و ديوارهاى شهر خودنمايى مى‌كند و چهره خواننده با «محاسنش» صدايى را يادآورى مى‌كند كه مناسب نوحه‌خوانى است: بوى ياس و حرم عباس و...
آلبوم او با نام ۸۵ يك باره مجوز مى‌گيرد و به‌صورت وسيع تكثير، پخش و خريده مى‌شود. انتشار ناگهانى آن، فروش بالايش، پخش سريعش و همه‌گير شدنش خيلى‌ها را شوكه مى‌كند. بنيامين بهادرى چهره موسيقى پاپ ايران در سال ۱۳۸۵ مى‌شود، با آلبوم ۸۵. آهنگ‌هاى او را حتى اگر نخواهى بشنوى، به گوشت مى‌رسد. در مغازه‌اى، كافه‌اى نه چندان دنج، ماشينى كه با سرعت مى‌رود يا در ورزشگاه‌آزادى بعد از قهرمانى استقلال در پنجمين دوره ليگ برتر. ديگر نمى‌شود او را ناديده گرفت. از بنيامين بهادرى مى‌خواهيم براى گفت‌وگو به روزنامه شرق بيايد. او مى‌آيد به همراه محسن رجب‌پور تهيه‌كننده‌اش، مدير شركت ترانه‌شرقى و اين‌بار چهره او را متفاوت از پوسترهايش مى‌بينيم. با صورتى اصلاح شده، موهاى مدل‌آناناسى، اهل خيابان جيحون تهران، ۲۳ساله، جوان و خجالتى. چهره او حتى متفاوت از عكس‌هايى است كه براى اين گفت‌وگو در روزنامه منتشر مى‌شود.
محسن رجب‌پور علاوه بر تهيه آلبوم، ۸۵ تهيه‌كننده تمام كنسرت‌ها و آلبوم‌هاى گروه آريان هم هست. براى انتشار اين كار در اسفند سال گذشته يك جلسه مطبوعاتى ترتيب داد كه بيشتر به يك مهمانى و ضيافت ناهار مى‌مانست و خبرنگارانى كه در آن جلسه حضور داشتند، بيشتر از اينكه براى گرفتن پاسخ سئوالات خود آمده‌باشند، وظيفه داشتند از خود پذيرايى كنند.


انتشار ناگهانى آلبوم ۸۵ خيلى‌ها را شوكه كرد. در شرايطى كه بسيارى از شركت‌هاى توليدكننده موسيقى پاپ براى گرفتن مجوز با مشكل روبه‌رو هستند، اين آلبوم چطور توانست منتشر شود؟

رجب‌پور: توليدات موسيقى پاپ از نيمه دوم سال ۸۴ متوقف شد. به اين دليل كه هنوز چارچوب توليد اين نوع محصولات در دولت جديد دقيقاً مشخص نشده‌است. بنابراين ما هم توليدات خود را متوقف كرده‌ايم. آلبوم ۸۵ اما قصه‌اش چيز ديگرى است. مراحل انتخاب شعر و ملودى اين آلبوم به سال ۸۳ برمى‌گردد و در چند ماه اول سال ۸۴ تكليف قطعات مشخص شد و چند ماه بعد براى دريافت مجوز به وزارت ارشاد رفت اما تا اسفندماه سال قبل در ارشاد ماند و بعد مجوز گرفت. اين طور نبود كه ما اثر را به وزارت ارشاد بفرستيم و بلافاصله مجوز بگيرد.
اين اثر چند قطعه ديگر داشت كه در آخرين لحظه توسط خودمان حذف شد و به يك قطعه هم وزارت ارشاد مجوز نداد. البته بعد از روى كار آمدن دولت جديد هيچ مديرى در دفتر موسيقى وزارت ارشاد تغيير نكرد و من فكر نمى‌كنم در مديران تغيير ديدگاهى به وجود آمده‌باشد. همزمان با انتشار آلبوم بنيامين چند كار ديگر هم به بازار آمد، اما چون اين آثار كمتر از بنيامين فروختند، خبر انتشارشان به گوش كسى نرسيد.

بنيامين بهادرى قرار بود آهنگساز آلبوم ۸۵ باشد. او روى ترانه‌هاى فريد احمدى- ترانه سراى اين مجموعه- ملودى ساخت و بعد نيما وارسته قطعات را تنظيم كرد و...

رجب‌پور: اجازه بدهيد اين سئوال را من به جاى بنيامين جواب دهم. بعد از اينكه بنيامين ملودى «خاطره‌ها» (دنيا ديگه مثل تو نداره) را مى‌سازد پروژه در ذهنش عملياتى مى‌شود. او شاعر و آهنگساز است و قبلاً براى خواننده‌هاى ديگر ترانه گفته. بنيامين را به استوديو برديم تا طريقه خواندن اين قطعه را به خواننده‌اى كه براى اين كار در نظر گرفته بوديم، ياد دهد. او روى موزيك بدون كلام خيلى ناشيانه و ابتدايى خواند تا خواننده روى اين الگو تمرين كند و ما از اين اتفاق ساده به اين نتيجه رسيديم كه صداى آقاى بنيامين بهادرى صداى خوبى است و در مملكت ما اين نوع صدا را دوست دارند، اگر دوست نداشتند شادمهر و فريدون اين همه طرفدار پيدا نمى‌كردند. حتى افغانى‌ها، پاكستانى‌ها و تاجيكستانى‌ها اين صدا را دوست دارند، بنابراين به اين نتيجه رسيديم كه بنيامين مى‌تواند بخواند.
قبلاً چه كسى قرار بود بخواند؟

رجب‌پور: چهار پنج نفر تست دادند. كسانى مثل آقاى بهنام عظيم شاهى يا سوژه‌هاى جديد من كه حالا براى خودشان آلبوم دارند.

آقاى بنيامين صداى شما براى نوحه‌خوانى مناسب است همچنان كه قبلاً يك كار نوحه هم خوانده‌ايد. كسى به شما نگفته كه كارهاى بعديتان تحت‌الشعاع همان كار نوحه قرار گرفته است؟

بنيامين: نهwWw.RD.bLoGfA.cOm

رجب‌پور: چرا من شنيده‌ام، دو علت مى‌تواند داشته باشد. يكى اينكه اولين كارى كه از ايشان منتشر شد، نوحه است...

اما آقاى بنيامين، شما قبلاً انتساب اين كار را به خود تكذيب كرده‌بوديد.

رجب‌پور: بله چون اين كار متعلق به بنيامين نيست.

بنيامين: آن آلبوم با صداى من بود اما متعلق به من نبود.

رجب‌پور: بله آقاى بنيامين بهادرى شاعر و آهنگساز است و آهنگسازى آن كار را كرده بود و فريد احمدى هم شعرش را گفته‌بود، بنيامين ماكت اين كار را كه با نام «ماه مهربان» منتشر شد، در استوديوى ناشر خواند و آن مجموعه براى تمرين به خواننده سپرده شد. شركت اين كار را ضبط كرد و به ارشاد فرستاد اما ارشاد به صداى كار ايراد گرفت و آن را رد كرد اما بعد از چند ماه به دليلى غيرمعلوم اين اثر با صداى بنيامين منتشر شد.

حتى راديو هم آن را پخش كرد.

رجب‌پور: بله تعجب ما هم از همين است.
 
آقاى بنيامين، شايد اين آهنگ، كارهاى ديگر شما را تحت‌الشعاع قرار داده است به خصوص وقتى سرعت خواندنتان پايين مى‌آيد.

بنيامين: اين سبك منوتون در ملودى كه كاملاً هم منوتون نيست و روشى است براى خودم شايد اين ذهنيت را به وجود بياورد كه اين آهنگ ها شبيه نوحه است اما خب آقاى رجب‌پور هم گفتند، اين نوع صداها، در اين ملودى‌ها مى‌نشينند و با آن شعرها تركيب مى‌شود و در نهايت چيزى كه به مخاطب مى‌رسد، اگرچه در نوع خود شيرين و جذاب است اما شايد اين برداشت را كه شما به آن اشاره كرديد ايجاد كند.
رجب‌پور: ببينيد، جوابش اين است كه خواننده اگر براى ايرانى‌ها از يك نتى پايين‌تر بخواند، صدايش سوز هم داشته باشد، اگر آهنگ عروسى بخواند، مى‌گويند نوحه مى‌خواند.
بنابراين بنيامين نخواسته نوحهخوانى كند. ريتم بعضى از آهنگ‌هاى او چيزى متضاد اين را مى‌گويد. اگرچه در روزهاى اول انتشار اثر وجهه ديگرى داشته، اما كم‌كم اين وجهه تغيير كرده است، حتى شايعاتى درباره ريشه مذهبى داشتن بعضى از قطعات آلبوم ۸۵.

قبلاً مى‌گفتند كه شما آهنگ «خاطره‌ها» را براى امام زمان خوانده‌ايد.

بنيامين: اين‌كه شما مى‌گوييد خيلى خوب است. به نظرم عشق خيلى فرامرز است و چه بهتر كه اين كار عاشقانه را هر‌كس به عشق خود نسبت مى‌دهد.
 
مى‌دانيد كه درباره كارهاى عاشقانه ديگر چنين شايعه‌اى وجود ندارد.

بنيامين: اين اثر وقتى منتشر شد، مردم آن را به همراه همان كار نوحه در يك مجموعه در نظر گرفتند و شايد به دليل اين توالى چنين ذهنيتى در آنان ايجاد شد.
 
خودتان هيچ جا عنوان نكرديد كه آيا اين آهنگ را براى كسى خوانده‌ايد يا نه؟

بنيامين: نه
 
او تا قبل از انتشار اين اثر از ميزان موفقيت آن خبر نداشت. البته ناشر به او اميدوارى‌هايى داده بود. اما بعد كه آدم‌هاى عجيب و غريب اين آلبوم در صداى بنيامين حيات پيدا كردند و جوان‌ترها زير لب زمزمه‌اش كردند خواننده از موفقيت آلبوم مطمئن شد و توانست با اعتمادبه‌نفس بيشترى بگويد كه سبكى كه در ۸۵ ارائه كرده سبك متفاوتى است: «يك حس شرقى با استفاده از ابزار مدرن.»
او قبل از اين به گفته خود براى برنامه‌هاى كودكان در تلويزيون آهنگسازى مى‌كرده است و «رنگين‌كمان» اثرى براى كودكان بود كه با آهنگ او و شعرهاى فريد احمدى به صورت كاست منتشر شد.
 
 اگر خودتان ترانه‌سرا هستيد، چرا تمام شعرها را از فريد احمدى مى‌گيريد؟

بنيامين: ترانه‌سرايى تمركز زيادى مى‌خواهد در حالى كه خيلى از كسانى كه اين كار را انجام مى‌دهند، خيلى راحت و ساده از كنارش مى‌گذرند.
 
شما براى گفتن شعر تمركز نداريد؟

بنيامين: نه، حس مى‌كنم ندارم. چون ذهنياتم با فريد يكى است، اگر ايده‌اى به ذهنم بيايد مى‌گويم و او در ترانه‌اش منتقل مى‌كند. پس نگران ترانه نيستم و تمام وقت و انرژى‌ام را روى آهنگسازى مى‌گذارم.
 
پس خودتان چطور ترانه‌سرايى هستيد كه نه در اين كار و نه در كارهايتان براى كودكان از ترانه‌ هاى خود استفاده نكرده‌ايد؟

رجب‌پور: البته بنيامين براى چند كار شاخص كه در بازار هم گل كرده، ترانه گفته‌است.
 
كدام كارها؟

بنيامين: اسم نياوريم بهتر است.
 
چرا نخواستيد در اين مجموعه از هيچ كدام از ترانه هايتان استفاده كنيد؟

بنيامين: ما به يك ايده آل فكر مى‌كرديم. البته مواردى بوده كه من ايده‌اى داشته‌ام، ترانه‌اى گفته‌ام و فريد احمدى آن ايده را نگه‌داشته و ترانه را تغيير داده‌است. من دستپخت او را دوست دارم و به او اعتماد كرده‌ام.
 
پس ترانه‌هاى ايشان بهتر است.

بنيامين: صددرصد. ما در كار تعارف نداريم.

آهنگ «خاطره‌ها» يا «آدم‌آهنى» بيشتر از آهنگ‌هاى ديگر شنيده مى‌شوند. چون احتمالاً قابليت بيشترى براى شنيده‌شدن با ولوم بلند دارند.

رجب‌پور: بگذاريد من بگويم. يكى از خوبى‌هاى آلبوم اين است كه كسى را نديده‌ام كه چند قطعه آن را از خواننده‌هاى ديگر گلچين كند. اگر شما اين دو اثر را بيشتر شنيده‌ايد به دليل انرژيك بودن آنها است. اين قطعات براى فرصت‌هاى مختلف ساخته شده‌است. يعنى راننده در ماشينى كه ۱۰۰ كيلومتر را بايد با سرعت يكنواخت طى‌كند، بايد بتواند با همه قطعات ارتباط برقرار كند. اما در يك ميهمانى خانوادگى نمى‌شود از كل مجموعه استفاده كرد و شما اين دو آهنگ را بيشتر مى‌شنويد. در نظرسنجى‌هايمان مردم با قطعه «من امشب مى‌ميرم» بيشترين ارتباط را برقرار كرده‌اند و براى جوان‌هاى ۱۷ ، ۱۸ ساله قطعه «من امروز، يك ساله و...» بهترين قطعه بوده‌است.
اما من مى‌خواهم چيز ديگرى بگويم. با همه نابسامانى اى كه در بازار موسيقى مملكت وجود دارد و به ازاى هر يك اثر اصل، ۱۰ كپى فروخته مى‌شود، اين اثر توانسته به گوش يك‌هفتم زنده‌هاى مملكت برسد. وقتى كارى در اين وسعت پخش مى‌شود حتماً پتانسيلى در كل مجموعه وجود داشته، وگرنه دو تا آهنگ نمى‌تواند اين همه مخاطب ميليونى داشته‌باشد.

بنيامين: بله من هم حرف‌هاى آقاى رجب‌پور را تاييد مى‌كنم.

كسانى كه با كارهاى شما ارتباط برقرار نكرده‌اند عقيده دارند آثار شما و ترانه‌هاى اين مجموعه بيمار است. به درد لحظاتى مى‌خورد كه آدم‌ها در شرايط عادى و معقول نيستند. مخصوصاً همين آهنگ «آدم‌آهنى».

بنيامين: يعنى به شرايط غيرعادى آنها كمك مى‌كند؟

بله.
بنيامين: فكر نمى‌كنم اين‌طور باشد.

رجب‌پور: آدم‌هايى كه شما مى‌گوييد از موزيك‌هاى خاص با ريتم‌هايى كه مدام تكرار مى‌شوند استفاده مى‌كنند و به تنها چيزى كه اهميت نمى‌دهند كلام است. در حالى كه اين آهنگ فقط سه دقيقه است.
 

«۸۵» را جوان‌هاى زير ۲۰ سال بيشتر دوست دارند. شعرهايش را، ريتم تند بعضى از قطعات را و شايد نبود هيچ كار وطنى كه در حال حاضر با اين اثر رقابت كند. ديگر از آن هياهو و جنجال‌هاى موسيقى پاپ خبرى نيست. خوانندگانى كه هر كدام يادآور يك صداى قديمى هستند. صدايى كه ديگر اينجا نيست.

رجب‌پور: اما همان روزهايى كه اين آلبوم منتشر شد، چند كار شاخص لس‌آنجلسى هم بيرون آمد و ما افتخار مى‌كنيم كه كارى توليد كرديم كه از نظر سطح كيفيت از موسيقى لس‌آنجلسى بهتر است و ديگر آثار لس‌آنجلسى كه همزمان با «۸۵» وارد بازار غيرقانونى ايران شدند، در مقابل اين كار حرفى براى گفتن نداشتند. ما مى‌دانيم كه هيچ‌وقت نبايد به سمت ابتذال برويم اما نشاط و شادابى را هم نبايد از جوانان بگيريم. چرا كه نمى‌توانيم با آنها به زبان ۵۰۰ سال پيش صحبت كنيم.
 
كدام‌يك از آدم‌هاى شركت ترانه‌شرقى موفق‌تر هستند، آريان يا بنيامين. دوره كدام‌يك زودتر سر مى‌رسد؟

رجب‌پور: من براى آدم‌هايم دوره نمى‌گذارم.
 
پس چرا تب آريان در اين يكى دو سال از بين رفته‌است؟

رجب‌پور: اين‌طور نيست، سال گذشته ما بزرگترين مجموعه كنسرتى را كه قبل و بعد از انقلاب در ايران تدارك ديده‌شد ترتيب‌داديم اما متاسفانه بنا به دلايلى كه هنوز براى ما واضح نيست، اين كنسرت لغو شد و ما ۲۰۰ ميليون تومان ضرر كرديم. به جز ضرر مالى، اعضاى آريان هم سرخورده شدند. همزمان دولت عوض شد و تجربه بزرگترها هم مى‌گويد كه در هنگام تغيير و تحولات سياسى هر‌كس خودى نشان‌بدهد، گوشت قربانى است. من نخواستم آريان گوشت قربانى شود. به همين دليل كار نكردم اما فعاليت‌هاى زيادى داشتيم و آريان با مجوز خصوصى براى ارگان‌هاى مختلف برنامه اجرا مى‌كرد. امسال هم خبرهاى بيشترى از آ ريان خواهيد شنيد.
 
آقاى بنيامين، يكى از خصوصيات اين نوع كارها زود كهنه شدن آن است. هر موزيك تازه‌اى كه بيايد و كارش بگيرد كار شما را پس مى‌زند. براى آن موقع چه كار مى‌خواهيد بكنيد؟

بنيامين: الان زود است كه به سئوال شما جواب بدهم.

يعنى برنامه‌اى نداريد كه همچنان مطرح بمانيد؟

فكر مى‌كنم بايد اتفاق بهترى بيفتد. حس ما در كار بعدى همين حس است اما ممكن است آن را در قالب ديگرى بريزيم. حتى شايد سبك كار خود را هم عوض كنيم.
 
چه چيزهايى براى تغيير قالب تعيين كننده‌است؟

فضاى جامعه خيلى تعيين كننده است. دكور كار ما بايد متناسب با اين فضا و جذاب باشد.
 
به اين فكر نكرده‌ايد كه بعداً ممكن است از وارد‌شدن به دنياى موسيقى مصرفى پشيمان شويد. وقتى ديگر كسى شما را به ياد ندارد، در حالى كه مى‌توانستيد كارهاى ماندگار از خود به جا بگذاريد نه كارهايى كه مثل تب زود گذر است.

بنيامين: تا موقعى كه خوب هستم، همچنان هستم و اگر خوب نباشم به طور طبيعى حذف مى‌شوم. فعلاً خوب هستم و به موقعى كه شايد نباشم فكر نمى‌كنم.

رجب‌پور: ببينيد آرتيست بودن يعنى به روز بودن. يك آرتيست را نمى‌توانيد دو روز با يك لباس ببينيد. هنرمند يعنى آدم عجيب و غريب.
 
براى مردم چهره خواننده موسيقى پاپ خيلى مهم است. خودتان هم به اين موضوع توجه داريد؟

رجب‌پور: بله همين الان هم يك كار جديد دارم كه دنبال خواننده‌اش مى‌گردم. البته خواننده‌اى داريم كه صدايش خوب است اما چهره خوب و مردم‌پسندى ندارد. گذشته از اينكه الان ديگر نمى‌توان كارى را بدون كليپ عرضه كرد.

 
اگر محسن رجب‌پور نبود، بنيامين بدون اينكه منتظر تائيد حرف‌هاى خودش از جانب او باشد، شايد چيزهاى ديگر هم مى‌گفت.
بنيامين مى‌گويد بزرگترين تفريح‌اش كتاب است. در دانشگاه آزاد رودهن ادبيات مى‌خواند و به كتاب‌هاى ادبيات و شعر روز دنيا علاقه‌مند است و همه‌شان را مى‌خواند، همه‌شان را مى‌خواند؟
اعضاى تحريريه به او براى موفقيت آلبومش تبريك مى‌گويند. بنيامين وقتى مى‌خواهد برود، برمى‌گردد و مى‌گويد: دنيا مثل شماها نداره.

نویسنده: مرضیه رسولی

درخواست کننده: مصطفی کاظم دهدشتی

+ نوشته شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت1385ساعت 10:14 توسط سیاوش |


تـو که نیستی تا ببینی
گریه های هر شب من
بی حضور عاشـق تـو
چه عجیبه گریه کردن

تو که نیستی تا ببینی
دل آسمــون شکستـه
جاده تا صبـح قیامـت
منو این پاهای خسته

بـا عبـور هـر ستـاره
روح سبز تو رو دیدم
زیـر قطـرهای بارون
صــدای پا تـو شنیدم

تـو که نیستی تا ببینی
گریه های هر شب من
بی حضور عاشـق تـو
چه عجیبه گریه کردن

تو که نیستی تا ببینی
دل آسمــون شکستـه
جاده تا صبـح قیامـت
منو این پاهای خسته

با عبـور هـر ستــاره
روح سبز تو رو دیدم
زیـر قطـرهای بارون
صـدای پا تو شنیــدم

خواننده: شادمهر عقیلی

درخواست کننده: asemoonibiabala

+ نوشته شده در سه شنبه 26 اردیبهشت1385ساعت 12:35 توسط سیاوش |


تو را از بین صدها گل جدا کردم
تو سینه جشن عشقت رو به پا کردم
برای نقطه ی پایان تنهایی
تو تنها اسمی بودی که صدا کردم
عشق من عشق من
عشق من عشق من
بگو از پاکی چشمه منو لبریز خواستن کن
با دستات حلقه ای از گل بساز و گردن من کن
اگه از مرگ باورها از آدمها دلم سرده
نوازش کن تو دستام رو که خیلی وقته یخ کرده
که خیلی وقته یخ کرده
عشق من عشق من
عشق من عشق من
دیگه دلواپس بودن واسم بسه
دیگه بیهوده پیمودن واسم بسه
زیادیم کرده پژمردن
زیادیم کرده غم خوردن
توی بیداد تنهایی
درعین زندگی مردن
عشق من عشق من
عشق من عشق من
بگو از پاکی چشمه منو لبریز خواستن کن
با دستات حلقه ای از گل بساز و گردن من کن
اگه از مرگ باورها از آدمها دلم سرده
نوازش کن تو دستام رو که خیلی وقته یخ کرده
که خیلی وقته یخ کرده
عشق من عشق من
عشق من عشق من
دیگه دلواپس بودن واسم بسه
دیگه بیهوده پیمودن واسم بسه
زیادیم کرده پژمردن
زیادیم کرده غم خوردن
توی بیداد تنهایی
درعین زندگی مردن
عشق من عشق من
عشق من عشق من

خواننده: فرزین

+ نوشته شده در دوشنبه 25 اردیبهشت1385ساعت 14:31 توسط سیاوش |


دوست دارم

تو قبله گاه منی
آخه پناه منی
حالا عاشقم
آره عاشقم
تو رفیق راه منی
نکنم دگر
بکسی نظر
که تو تکیه گاه منی
دوست دارمهای تو
امید موندن میده
به این صدای خسته
جرات خوندن میده
وای که چقدر
دوست دارم
به قدر دنیا می خوامت
اندازه ستارهای آسمون میخوامت
وای که چقدر
دوست دارم
به قدر دنیا می خوامت
اندازه ستارهای آسمون میخوامت
حالا عاشقم
آره عاشقم
تو رفیق راه منی
نکنم دگر
بکسی نظر
که تو تکیه گاه منی

آره عاشقم
آره عاشقم
آره عاشقم

ناز نگاه تو
باده ناب من
مست و خرابم کن
تو ای همه تب و تاب من

ای گل باغ دل
چشم و چراغ دل
من به تو دل بستم
فقط تو را میپرستم
حالا
حالا
حالا
حالا
وای که چقدر
دوست دارم
به قدر دنیا می خوامت
اندازه ستارهای آسمون میخوامت
وای که چقدر
دوست دارم
به قدر دنیا می خوامت
اندازه ستارهای آسمون میخوامت
حالا عاشقم
آره عاشقم
تو رفیق راه منی
نکنم دگر
بکسی نظر
که تو تکیه گاه منی

تو قبله گاه منی
آخه پناه منی
حالا عاشقم
آره عاشقم
تو رفیق راه منی
نکنم دگر
بکسی نظر
که تو تکیه گاه منی
دوست دارمهای تو
امید موندن میده
به این صدای خسته
جرعت خوندن میده
وای که چقدر
دوست دارم
به قدر دنیا می خوامت
اندازه ستارهای آسمون میخوامت
وای که چقدر
دوست دارم
به قدر دنیا می خوامت
اندازه ستارهای آسمون میخوامت
حالا عاشقم
آره عاشقم
تو رفیق راه منی
نکنم دگر
بکسی نظر
که تو تکیه گاه منی

وای که چقدر

خواننده: امید 


خیلی میخوامت...

+ نوشته شده در شنبه 23 اردیبهشت1385ساعت 11:38 توسط سیاوش |


یکی از آسمون میاد و سهم یکی میشه یکی دیگه باید ببینه که...

+ نوشته شده در شنبه 23 اردیبهشت1385ساعت 11:30 توسط سیاوش |


لحظـه ی خـدافظـی بـه سینــه ام فشـردمـت

اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت

دل مـن راضـی نبود به این جـدایی نازنیـن

عزیــزم منـو ببخـش اگـه یه وقت آزردمت

گفتی به من غصه نخور می رم و بر ميگردم

همسفــر پرستــو هـا ميشــم و بـر مي گـردم

گفتـی تــو هـم مثـل خودم غمگینی از جدایی

گفتـی تا چشـم هم بزنی میـرم و برمی گـردم

عزیــز رفته سفـر کـی بـرمیگـردی

چشمونم مونده به در کی برمیگردی

رفتـی و رفـت از چشـام نور دو دیده

ای ز حالم بـی خبـر کی برمیگـردی

غمگین تر از همیشه به انتظار نشستم

پنجـره ی امیدمـو هنوز بـه روم نبستم

پرستو های عاشق به خونشون رسیدن

اما چـرا عزیـز دل هر گز تـو رو ندیدن

گفتی به من غصه نخور می رم و بر ميگردم

همسفــر پرستــو هـا ميشــم و بــر ميگــردم

گفتـی تــو هـم مثـل خـودم غمگینی از جدایی

گفتـی تـا چشـم هـم بزنی میـرم و برمیگـردم

عـزیـز رفتـه سفـر کـی بـرمیگـردی

چشمونم مونده به در کی برمیگردی

رفتـی و رفت از چشام نـور دو دیده

ای ز حالم بـی خبـر کـی برمیگـردی

ترانه سرا: بابک رادمنش

خواننده: حمیرا


ببخشید واسه ی همه چیز...

+ نوشته شده در جمعه 22 اردیبهشت1385ساعت 11:28 توسط سیاوش |


۱.  گشاده دست باش ، جاري باش ، كمك كن (مثل رود)

۲. با شفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)

۳. اگركسي اشتباه كرد آن را بپوشان (مثل شب)

۴. وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ) 

۵. متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)

۶. بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )

۷. اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه )

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 اردیبهشت1385ساعت 23:58 توسط سیاوش |


 
It is not my business to think about myself.My business is to think about God. It is for 
God to think about me
 
کار من این نیست که به خودم فکر کنم، کار من این است که به خدا فکر کنم. خدا خودش به من فکر می کند

+ نوشته شده در سه شنبه 19 اردیبهشت1385ساعت 23:22 توسط سیاوش |


دختر ايروني که ناز و دلبري
اين پيغام Black Cats رو گوش کن !
مي شکوني قلب پسر ايروني رو
حرفاي دلشو گوش کن !

مي آي از اين ورا گذري
دل و هرجا بخواي مي بري
يه روي خوش نشون نمي دي
منو مي کشي با اين دلبري

(مي آي از اين ورا گذري
دل و هرجا بخواي مي بري
يه روي خوش نشون نمي دي
منو مي کشي با اين دلبري)

امان از اون چشات از اون قد و بالات
ببين چطور دلم افتاده به پات
مي گم به جون تو (آها) ميرم قربون تو
مي گي جون خودت ببر زبونتو

آ...

هي مي گم خانوم کجا؟!
(هي خانوم کجا کجا؟!)
دوست دارم به خدا
(دوست دارم به خدا)
هي خانوم يواش يواش
(هي خانوم يواش يواش)
با ما اينجوري نباش


با کسي جز تو راه نمي آم
(با کسي جز تو راه نمي آم)
تورو مي خوام و کوتاه نمي آم
(تورو مي خوام و کوتاه نمي آم)

اوني که من مي خوام هموني
خودتم اينو خوب مي دوني
کسي رو جز تو دوست ندارم
اينو مي توني تو نگام بخوني

امان از اون چشات از اون قد و بالات
ببين چطور دلم افتاده به پات
مي گم به جون تو ميرم قربون تو
مي گي جون خودت ببر زبونتو

آ...

هي مي گم خانوم کجا؟!
(هي خانوم کجا کجا؟!)
دوست دارم به خدا
(دوست دارم به خدا)
هي خانوم يواش يواش
(هي خانوم يواش يواش)
با ما اينجوري نباش


مي آي از اين ورا گذري
دل و هرجا بخواي مي بري
يه روي خوش نشون نمي دي
منو مي کشي با اين دلبري

امان از اون چشات از اون قد و بالات
ببين چطور دل من افتاده به پات
مي گم به جون تو ميرم قربون تو
مي گي به جون خودت ببر زبونتو

آ...

هي مي گم خانوم کجا؟!
(هي خانوم کجا کجا؟!)
دوست دارم به خدا
(دوست دارم به خدا)
هي خانوم يواش يواش
(هي خانوم يواش يواش)
با ما اينجوري نباش

مي آي از اين ورا گذري
دل و هرجا بخواي مي بري
يه روي خوش نشون نمي دي
منو مي کشي با اين دلبري

(مي آي از اين ورا گذري
دل و هرجا بخواي مي بري
يه روي خوش نشون نمي دي
منو مي کشي با اين دلبري)

امان از اون چشات از اون قد و بالات
ببين چطور دلم افتاده به پات
مي گم به جون تو (آها) ميرم قربون تو
مي گي جون خودت ببر زبونتو

آ...
هي مي گم خانوم کجا؟!
(هي خانوم کجا کجا؟!)
دوست دارم به خدا
(دوست دارم به خدا)
هي خانوم يواش يواش
(هي خانوم يواش يواش)
با ما اينجوري نباش

خواننده: گروه بلک کتز


میگن از این ترانه خوشش میاد... امیدوارم

+ نوشته شده در یکشنبه 17 اردیبهشت1385ساعت 14:13 توسط سیاوش |


No one can go back and make a brand new start. Anyone can start from now and make a brand new ending
 
هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند ، اما همه می تواند از همین حالا شروع کنند وپایان تازه ای بسازند

Disappointments are like roud bomps, they slow you down a bit but you enjoy the smooth roud afterwards. Don't stay on the bumps too long. Move on
 
 مشکلات مانند دست اندازهای جاده اند. کمی از سرعتتان کم می کنند، اما از جاده صاف بعد از آن لذت خواهید برد. زیاد روی دست اندازها توقف نکنید. به حرکتتان ادامه دهید

When you feel down because you  didn't get what you want, just sit tight and be
happy , because GOD has thought of something better to give you 
 
وقتی ناراحتید از اینکه به چیزی که می خواستید نرسیدید، محکم بنشینید و خوشحال باشید ، زیرا خداوند در فکر چیز بهتری برای شماست

When something happens to you, good or bad, consider what it means. There's a purpose to life's events, to teach you how to laugh more or not to cry too hard
 
وقتی اتفاقی برایتان می افتد چه خوب و چه بد، به معنایش فکر کنید. در پشت اتفاقات زندگی منظوری نهفته است، که به شما یاد می دهد  چطور بیشتر بخندید و سخت گریه نکنید

You can't make someone love you. All you can do is being someone who can be loved
 
شما نمی توانید کسی را وادار کنید که دوستتان بدارد. اما می توانید به کسی تبدیل شوید که دوستش می دارند

It's better to lose you'r pride to the one you love,than to lose the one you love because of pride
 
بهتر است غرورتان را به خاطر کسی که دوستش  دارید از دست بدهید، تا اینکه او را به خاطر غرورتان از دست بدهید

We spend too much time looking for the right person to love or finding fault with those we already love. When instead we should be spending the time to love
 
ما زمان زیادی صرف می کنیم تا کسی را به خاطر دوست داشتن پیدا کنیم یا خطای کسانی را که دوست داریم بگیریم. اما چه خوب می شد اگر این زمان را برای بیشتر محبت کردن صرف می کردیم

Never abanden an old friend. You will never find one who can take his place. Friendship is like wine, it gets  better as it grows older
 
هرگز یک دوست قدیمی را ترک نکنید. جانشینی برای او پیدا نخواهید کرد. دوستی مانند شراب است. هر چه کهنه تر، بهتر
 
 
ترجمه: زهره زاهدی

+ نوشته شده در یکشنبه 17 اردیبهشت1385ساعت 13:30 توسط سیاوش |


شکیلا در سیزدهم اردیبهشت ماه سال یک هزاروسیصدوچهل ویک در تهران دیده گشود. کوچکترین فرزند خانواده بود وازهمان کودکی شیفته موسیقی. در نه سالگی قطعه ای برای تلویزیون اجرا کرد وآنچنان مورد توجه قرار گرفت که در پی آن برای خوانندگی دعوتش کردند. کم سن بود و خانواده اش نیز راضی نبودند، به تحصیلش ادامه داد وموسیقی را به برنامه های مدرسه و مسابقات استعدادهای درخشان قناعت کرد.

در پانزده سالگی به فراگیری موسیقی ملی و ردیف های آوازی نزد مرحوم استاد محمود کریمی پرداخت ، تا اینکه در هجده سالگی برای ادامه آموختن موسیقی کلا سیک به آمریکا رفت.

شکیلا در سال یک هزار سیصدوشصت وهشت بصورت حرفه ای موسیقی را به عنوان پیشه خود بر گزید تا آرزوی دیرین خود رامحقق نماید.

غنای لحن او که هدیه ای خداوندی است، در پیوند با ادبیات غنی فارسی تلفیقی کم نظیر پدید می آورد که شخصیت فروتن شکیلا نیز مکمل آن گشته و در آثارش نمایان میگردد. بی گفتگوست که چنین آثاری رتبه والائی از هنر و احساس را در شنونده بجا می گذارد.

علاقه شکیلا به عرفان و ادب عرفانی این مرز و بوم، زبان گشوده ای را برای خواندن اشعار حضرت مولانا بروی باز کرد که به آثارش در این زمینه، احساسی ملکوتی عطا می کند.

شکیلا تا امروز یازده مجموعه موسیقی به هنر دوستان ایرانی تقدیم کرده و دوستارانش همچنان و هر لحظه منتظر کارهای جدید او هستند.

تجلّی صدای شکیلا در مقام آوای بر گزیدگان شرق در مجموعه " اپراتیکا- شاین" افتخاری بزرگ برای او و هم میهمانش است. صدای او از میان دهها صدای آشنا و گمنام شرقی انتخاب شد.

ادای دین شکیلا به بزرگان موسیقی این مرز و بوم باز سازی و باز خوانی آثار ارزشمندشان است ، چه ، نقش خود را در نقل سینه به سینه احساس و آثار، از نسل و نسل های پیش به آیندگان، به نیکی درک می کند تا که امید به جاودانگی هنر را محقق بخشد.

شکیلا رسالتش را در گرمای کانون خانواده و در پرورش فرزندانش ، شهرا د و بهراد، با آرزوی باز گشت به وطن و تقدیم اجرای زنده برنامه اش به سر زمینش می بیند ودر شوق آن روزگار می گذراند.

+ نوشته شده در یکشنبه 17 اردیبهشت1385ساعت 12:39 توسط سیاوش |


Image hosting by TinyPic

جلسه محاكمه عشق بود
و قاضي عقل
و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز شده بود
يعني فراموشي
قلب تقاضاي عفو عشق را داشت
ولي همه اعضا با او مخالف بودند
قلب شروع كرد به طرفداري از عشق
آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي
اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي
و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد
حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟
همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند
تنها عقل و قلب در جلسه مادند
عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند
ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده
چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟
قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود
و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند
و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم
پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد حتي اگر نابود شوم

+ نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت1385ساعت 10:28 توسط سیاوش |


تو رو می خوام تو رو می خوام

با تو شبام پر ستاره است
فصـل تـولدی دوباره است
دوست دارمت واسه همیشه
هیچ کسی مثل تو نمی شه

وقـتی که می گی اینـجا بمون
پـر می کشـم تـا بـه آسـمـون
از خوشی پر می شه قلبامون
غـم مـی ره از دل و دنـیــامون

وای بخون عشقو از توی چشام
از شـب قـصـه ها بـگــو بــرام
گرمی دستای تو رو می خوام
تو رو می خوام تو رو می خوام تو رو می خوام

وای اگه گم بش پیدا نشی
از خـودم از دلـم جدا بشی
شب بشه روز بشه تو نباشی
تو رو می خوام تو رو می خوام تو رو می خوام

دستای تو ساحل عشقه
دنیـای من بـا تـو بهشته
انگار یکی میون قلبم
اسم قشنگتو نوشته

خنـده تو چه عاشقونه است
بوسه تو چه بی بهونه است
دیـدن تو مثـه یه رویاست
فرصت شادی و تمناست

وای بخون عشقو از توی چشام
از شـب قـصـه ها بـگــو بــرام
گرمی دستای تو رو می خوام
تو رو می خوام تو رو می خوام تو رو می خوام

وای اگه گم بش پیدا نشی
از خـودم از دلـم جدا بشی
شب بشه روز بشه تو نباشی
تو رو می خوام تو رو می خوام تو رو می خوام

خواننده: شیلا

درخواست کننده: علی محسنی

+ نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت1385ساعت 9:51 توسط سیاوش |


من تو رو از پری دریا گرفتم
تو رو از عطر خوش گلها گرفتم
در جواب اون همه دعا و خواهش
هدیه ای هستی که از خدا گرفتم
ای همه شیرینی رویا . تو رو من
از نسیم اونور ابرا گرفتم
خوش آمدی به خانه دل
خوش آمدی . خوش آمدی
باغ از تو شد ویرانه دل
خوش آمدی . خوش آمدی
خوش آمدی...
روز تولد تو ستاره ها دمیدن
پرستوهای عاشق به خونشون رسیدن
روز تولد تو بخت من از راه رسید
نیمه جونی . جون گرفت . تشنه . به دریا رسید
تکرار حرفای منی مثل سرود زندگی
عشقت شده برای من . بود و نبود زندگی
خوش آمدی به خانه دل
خوش آمدی . خوش آمدی
باغ از تو شد ویرانه دل
خوش آمدی . خوش آمدی
خوش آمدی...
غم ندارم . غم ندارم. غصه و ماتم ندارم
با عشق تو . تو زندگی دیگه چیزی کم ندارم
ای همه آرامش من . بانی آسایش من
به غیر از عشق پاک تو . تو سینه محرم ندارم
خوش آمدی به خانه دل
خوش آمدی . خوش آمدی
باغ از تو شد ویرانه دل
خوش آمدی . خوش آمدی
خوش آمدی...
من تو رو از پری دریا گرفتم
تو رو از عطر خوش گلها گرفتم
در جواب اون همه دعا و خواهش
هدیه ای هستی که از خدا گرفتم
ای همه شیرینی رویا . تو رو من
از نسیم اونور ابرا گرفتم
خوش آمدی به خانه دل
خوش آمدی . خوش آمدی
باغ از تو شد ویرانه دل
خوش آمدی . خوش آمدی
خوش آمدی...

ترانه سرا: بابک رادمنش

خواننده: جمشید

آهنگساز: بابک رادمنش


ممنونم که...

+ نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت1385ساعت 22:10 توسط سیاوش |


هر زمان كه عشق به شما اشارتي كرد

در پي او بشتابيد
هر چند راه او سخت و نا هموار باشد
 
هر زمان بالهاي عشق شما را در بر گرفت
خود را به او بسپاريد
هر چند تيغ هاي پنهان در بال و پرش ممكن است شما را 
مجروح كند
 
و هر زمان عشق با شما سخن گويد 
او را باور كنيد
هر چند دعوت او روياهاي شما را چون بلاد مغرب در هم كوبد و باغ شما را خزان كند
زيرا عشق چنانكه شما را تاج بر سر مي نهد به صليب نيز 
مي كشد
و چنانكه شما را مي روياند  شاخ و برگ شما را هرس خواهد كرد
 
عشق با شما چني رفتارها مي كند تا به اسرار قلب خود
معرفت يابيد
و بدين معرفت با قلب زندگي پيوند كنيد و جزيي از ان شويد
 
 
آرزو كنيد كه رنج بيش از حد مهربان بودن را تجربه كنيد
آرزو كنيد كه زخم خورده ي فهم خود از عشق باشيد و خون شما به رغبت و شادي بر خاك ريزد
 
 
  اثر: جبران خلیل جبران (کتاب پیامبر)

+ نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت1385ساعت 21:31 توسط سیاوش |


تو از قلب پاکم خبر نداشتی
تو عالم یه رنگی که مارو کاشتی
نگو که این جدایی کار خدا بود
مشکل فقط همین بود دوستم نداشتی

هر وقت می خواستم بگم یه باوفا باش
تو این همه غریبه یه آشنا باش
هر وقت می خواستم بگم یه باوفا باش
تو این همه غریبه یه آشنا باش
دلم تو سینه داد زد این التماسه
فکر غرور این دل محض خدا باش
دلم تو سینه داد زد این التماسه
فکر غرور این دل محض خدا باش

نه جای قهر گذاشتی نه جای آشتی
گفتی هواتو دارم اما نداشتی
نه جای قهر گذاشتی نه جای آشتی
گفتی هواتو دارم اما نداشتی
نه اینکه تو عشقت من کم آوردم
مشکل فقط همین بود دوستم نداشتی
نه اینکه تو عشقت من کم آوردم
مشکل فقط همین بود دوستم نداشتی

شاید در این بازی قلبت بشه راضی مارو شکستی
حالا که می سوزم از آتش عشقت خاموش نشستی
در غایت خوبی تو چیزی کم نذاشتی
مشکل فقط همین بود دوستم نداشتی

خواننده: امید

درخواست کننده: eblis

+ نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت1385ساعت 21:16 توسط سیاوش |


سوال) مطابق شکل زیر به سوال جواب دهید:

اگه یکی پیدا بشه و به تو این جوری بگه " I love you " . چه جوری جوابش رو میدی؟

۱.با لنگه کفش(البته بعدش کفشم رو تمیز میکنم!)

۲.در آغوش میگیرمش...!!!

۳.میگم بزار تا فکرامو بکنم...

۴.هیچ کدام:در این صورت جواب یا همون عکس العمل خود را توضیح دهید(لطفا!)

shayan


میدونم خوراکش جواب دادن به این سوال هاست...

+ نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت1385ساعت 21:0 توسط سیاوش |


دلــم بـرات تنگ شده جونم
مي خوام ببينمت نمي تونم
بيـن مــا ديـواراي سنگــي
فاصله يك عمــره مي دونم

بغــض تـــرانــه رو شكستـم
مي خوام بگم عاشقت هستم
تـو عين نـابـاوري يك شــب
خالـي گذاشتـي هـر دو دستم

تو بودي تمام هستي و مستي و راستي و تمام قصه من
تو بودي سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهاي بسته من
تو بودي تمام هستي و مستي و راستي و تمام قصه من
تو بودي سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهاي بسته من

   نيمه شـب ، نيمه شـب از خوابـم پـا مـي شـم
   نيستي پيشم،نيستي پيشم باز ديوونه مي شم
دوري تو دوري تو تيشه زد به ريشم، نيستي پيشم

       بي صدا،بي صدا از من خالي مي شم
       همصـدا ، همصـدا با بيـداري مي شم
گونه هام، گونه هام خيس از شبنم غم، نيستي پيشم

تو بودي تمام هستي و مستي و راستي و تمام قصه من
تو بودي سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهاي بسته من
تو بودي تمام هستي و مستي و راستي و تمام قصه من
تو بودي سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهاي بسته من
تو بودي تمام هستي و مستي و راستي و تمام قصه من
تو بودي سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهاي بسته من
تو بودي تمام هستي و مستي و راستي و تمام قصه من
تو بودي سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهاي بسته من

خواننده: رضا صادقی

+ نوشته شده در شنبه 9 اردیبهشت1385ساعت 16:12 توسط سیاوش |


عشق من . . .
یادم کن گاهی
کـه بـه دل دارم آهـی
تو که از دردم آگاهی

یه دنیا یه دنیا عاشقم من
بدون که به عشقت صادقم من
تو مست خویش و من مست عشقم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم

تا هستم . . .
با یادت شادم
آخه دل بـر تــو دادم
دیگه از غمها آزادم

یه دنیا یه دنیا عاشقم من
بدون که به عشقت صادقم من
تو مست خویش و من مست عشقم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم

بـه انتظـار دیدنت
به لحظه رسیدنت
دل داره پرپر مـی زنه
از سینه ام پر می زنه

ای چشمه حیات من
فرشتــه نجـات مـن
شوق نفسهای منی
همیشه رویای منی

یه دنیا یه دنیا عاشقم من
بدون که به عشقت صادقم من
تو مست خویش و من مست عشقم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم

عشـق تـو در قلب من
هدیـه جـاودانــه اسـت
بــرای زنــده مـونـدن
قشنگترین بهانه است

دوست داشتن تو مثل عطر خوش بهاره
بـا تـــو نفــس کشیـدن پـایـان انتظــاره

یه دنیا یه دنیا عاشقم من
بدون که به عشقت صادقم من
تو مست خویش و من مست عشقم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم

خواننده: سروش

+ نوشته شده در شنبه 9 اردیبهشت1385ساعت 16:4 توسط سیاوش |


 

زندگی شاید خیابان درازست

که هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد

زندگی شاید ریسمانی است که مردی با آن

خود را از شاخه می آویزد

زندگی شاید

طفلی ست که از مدرسه بر می گردد

یا عبور گیج رهگذری باشد

که کلاه از سر برمی دارد و به رهگذری دیگر

با لبخندی بی مهنی می گوید:

"صبح بخیر"

زندگی شاید آن لحظه ی مسدودی ست

که نگاه من, در نی نی چشمان تو

خود را ویران می سازد

و در این حسی است

که من آن را با ادراک ماه

و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت

آه...

سهم من این است

                    سهم من این است

سهم من, آسمانی ست که آویختن پرده ای,

 آن را از من می گیرد...

+ نوشته شده در شنبه 9 اردیبهشت1385ساعت 15:56 توسط سیاوش |


تا حالا شده کسی که خیلی دوسش داری پیشت نشسته باشه

ولی حتی نتونی تو چشاش نگاه کنی؟

نتونی بهش بگی که دوسش داری؟

یعنی نذاره بگی 

ندونی دلش کجاست با کیه؟

دلت براش بلرزه دستات براش بلرزه اما اون...

تا حالا شده عشقت پیشت نشسته باشه و

نفسش نوازشت کنه ولی بی اعتناییش دلتو...

چه زیباست آدم بتونه

برای کسی بمیره که برات تب کنه

عشق یعنی بی اعتنایی ...؟

+ نوشته شده در شنبه 9 اردیبهشت1385ساعت 15:55 توسط سیاوش |


يه روزي زير گنبد نيلي بود يه گلدون تنهاي تنها

خالي بود جاي گل توي قلبش لونه داشت تو سينش غم دنيا

حالا غصه و غم ديگه رفته بازم اومده عطر بهارون

چونکه غنچه پاکي نشسته ميون دل تنهاي گلدون

گل من گل من

تويي جلوه پاک بهارون

گل من گل من

منم گلدون و تو گل گلدون

گل من تو قلبم شده غنچه عشق تو مهمون

گل من

نکنه که تو چيک چيک بارون (چيک چيک)

توي رقص نسيم و درختا( ها ها )

با ترانه شاد قناري (او او)

دل تو بشه تنگ واسه دشتا

مثل تو واسه اين دل خستم ديگه مونسي پيدا نميشه

بگو ميمونه گل پيش گلدون بگو مال مني تو هميشه مال مني تو هميشه

وقتي غنچه عشق تو واشد

تو سينم گل ناز تو جا شد

ريشه کردي تو اين دل تنها

عشق تو با دلم آشنا شد

وقتي پرتو روشن خورشيد روي برگهاي سبز تو تابيد

غصه رفت ديگه از دل گلدون

عطر تو توي گلخونه پيچيد

گل من گل من

تويي جلوه پاک بهارون

گل من گل من

منم گلدون و تو گل گلدون

گل من تو قلبم شده غنچه عشق تو مهمون

خواننده: گروه آریان

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت 20:15 توسط سیاوش |


همیشه بیاد داشته باش

تا به فراموشی بسپاری

آنچه را که اندوهگینت می سازد,

اما...

هرگز فراموش مکن

به یاد داشته باشی

آنچه را که شادمانت می سازد.

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت 20:7 توسط سیاوش |


تو یک هم زبونی یک مهربونی
برای قلب تنهام عاشقونه میخونی
تو فصل بهاری
خزون نداری
تو شورزه زار قلبم
ارزو رو میکاری
حالا بخون تا بدونم
هم صدا هستیم
اگه با هم نیاشیم از خود جدا هستیم
تو / تو ۱ فرشته خدا
تو حامی و تو سایه من
تو ستاره امید من تو عادت بهانه من
تو حامی من
حالا بخون تا بدونم
هم صدا هستیم
اگه با هم نیاشیم از خود جدا هستیم
تو۱ هم زبونی یک مهربونی
برای قلب تنهام عاشقونه میخونی
تو نشون عهد و پیمون
انتهای ایمون
تا که دنیا دنیاست با منی تو ای همخون
با منی تو اي همخون
حالا بخون تا بدونم
هم صدا هستیم
اگه با هم نیاشیم از خود جدا هستیم

خواننده: سیاوش شمس

+ نوشته شده در چهارشنبه 6 اردیبهشت1385ساعت 10:18 توسط سیاوش |


امروز من ايستاده ام

امروز نه باز هم يک انتظار!

در دلم هر لحظه سودايي ديگر است

در وجودم هر زمان شوق رسيدن

آرزوي پر زدن

انتظار ديدن است

گاه گاهي در آسمان چشم تو پر مي زنم

يا که گاهي در خيالت مي رسم

ديدنت!

ديدنت اما برايم مثل يک افسانه ي ديرينه است

بر تمام ميله هاي اين قفس

اين قفس از جنس خاک و لحظه ها

رنگ آبي مي زنم

رنگ آبي، رنگ آرزوهاي من است

رنگ آبي، رنگ عشق!

رنگ آبي، رنگ توست!

در وجودم شوق تو باز شعله مي کشد

در درونم آتشي از مهر تو

باز هم خرمني از عشق برپا می کند
.....

با تمام خستگی


هر روز من ایستاده ام

بر سر آن کوچه باغ مهربانی

باز هم من ایستاده ام

در دلم تنها و تنها يک نوا

يک موج، يک فرياد

باز هم يک انتظار!

باز هم يک انتظار!

+ نوشته شده در چهارشنبه 6 اردیبهشت1385ساعت 10:8 توسط سیاوش |


+ نوشته شده در چهارشنبه 6 اردیبهشت1385ساعت 10:5 توسط سیاوش |


زمانی که دست زندگی سنگین و شب بی ترانه است,

هنگام عشق و اعتماد است,

و دست زندگی چه سبک می شود و شب چه پرترانه,

آن هنگام که به هم عشق می ورزیم و اعتماد داریم!

+ نوشته شده در چهارشنبه 6 اردیبهشت1385ساعت 10:2 توسط سیاوش |


آمدی ای نازنین رفته ام باز آمدی
بار دیگر با دل بیگانه دم ساز آمدی
بعد تو مشت فریب کنج قفس ماند از دلم
ای پرستویی که با این شوق بی پرواز آمدی
رفتی و من ماندم و تنهایی و پایان عشق
بعد عمری عشق من بهتر از آغاز آمدی
آه ه ه ه ه ای تمام هستی من ...

آمدی ای نازنین رفته ام باز آمدی
بار دیگر با دل بیگانه دم ساز آمدی
بعد تو مشت فریب کنج قفس ماند از دلم
ای پرستویی که با این شوق بی پرواز آمدی
رفتی و من ماندم و تنهایی و پایان عشق
بعد عمری عشق من بهتر از آغاز آمدی
آه ه ه ه ه ای تمام هستی من ...

رفتی و تنهای تنهام
مردم از بی همزبانی
رفتی و بعد تو من
همچنان خاکستری
مانده بعد از کاروانی
بعد آن فرزانه گی ها
گمشدم در بی نشانی
آمدم من کوه به کو
خسته و بی آرزو
همچنان بوی خزانی
آمدی تا آنکه باشی با من
بعد عمری تک ها
چشم تو همچون ستاره تا رفت
در سکوت شبها
ای که بودی سایه من عمری
در شب مستی ها
تا ابد باید بمانی با من
بعد از این در دنیا

ای که بودی سایه من عمری
در شب مستی ها
تا ابد باید بمانی با من
بعد از این در دنیا

ای که بودی سایه من عمری
در شب مستی ها
تا ابد باید بمانی با من
بعد از این در دنیا

خواننده: ستار

+ نوشته شده در چهارشنبه 6 اردیبهشت1385ساعت 10:0 توسط سیاوش |


کاشکی هيچ وقت بزرگ نمی شدم تا خيلی از چيز هارو نمی فهميدم تا بدی ها و بدبختی ها رو نمی ديدم کاشکی معنی دلتنگی رو نمی فهميدم کاشکی بود و نبود هيچ کس واسم مهم نبود کاشکی مثل اون موقع ها شبها تا سرمو ميزاشتم زمين راحت ميخوابيدم خوابم ميبرد ديگه هر شب به يک چيز فکر نمی کردم مثل ديونه ها از خواب بلند نمی شدم کاشکی مثل بچه ها مثل بچه ها که همه ميگن بچه هستش هيچی نمی فهمه منم هيچی نمی فهميدم نمی ديدم و دوست نداشتم مثل بچه ها با يه گريه کردن آروم ميشدم...

+ نوشته شده در دوشنبه 4 اردیبهشت1385ساعت 19:3 توسط سیاوش |


جنیفرلوپزدر24جولای سال 1970 درنیویورک به دنیاآمد.پدراودیویدلوپزمتصدی کامپیوتر ومادرش گوادالوپ لوپزمعلم مدرسه بود.اودوخواهربه نام های لینداولسلی داشت ودومین فرزندخانواده می باشد. لوپزاز سالگی شروع به آموزش رقص وخوانندگی نمود.زمانیکه 7 ساله بوداولین مسافرت خودرابه همراه کلاس رقصش دراطراف نیویورک سیتی داشت.در16 سالگی درفیلم دخترکوچک من بازی کردواولین فرصت برای نقش آفرینی رابدست آورد.

با این حال اصلی ترین علاقه او،رقص بودووقتی درموردمدرسه رقص درمنهتن اطلاعاتی بدست آورد ، بدون درنگ به آنجا پیوست.این درحالی بود که مادرلوپزدوست نداشت رقص شغل اصلی وی باشد.زمانیکه اصرارمادرش به اینکه بایدقوانین وی رادرزندگیش اجرا کند،بالاگرفت ،جنیفررامجبوربه ترک خانه کرد. یک سال ونیم پس ازترک خانه ، توررقص به ژاپن سبب نجات اوازشکست شد.پس ازبازگشت ازژاپن ،برای بازی درسریال رنگ زندگی تست هنرپیشگی داد .سپس درمجموعه های تلویزیونی South Control وSecond Chances و  Hotel Malibu ایفای نقش کرد وبازی درفیلم خانواده من "My Family, Mi Familia" ازاویک ستاره ساخت.

درسال 1997 به اولین موفقیت بزرگ خود به خاطربازی درنقش سلنا ودریافت جایزه Golden Glob رسید.پس ازآن بابازی درفیلم های خون وشراب وخارج ازمحدوده به کارگردانی استیون اسپیلبرگ درجایگاه هنرپیشه های مطرح ومشهورقرارگرفت. لوپزاولین CD موسیقی POP رادراول جون سال 1999 باموفقیت بی نظیری روبرو شدواورادرردیف خواننده مشهوری چون ریکی مارتین قرارداد.درسال 2000 به دلیل موفقیتش دردومین آهنگ ، به نام “Waiting for Tonight” کاندیدای جایزه برای بهترین رقص شدولی موفق به اخذآن نگردید.

شمارآلبومهای به فروش رفته وی درسراسرجهان 35 میلیون می باشد. وی دارای خط تولیدعطرولباس به ازدیگرنام های مستعارش La Guitarra است که به خاطرشباهت فیزیک بدن اوبه گیتار، به وی اطلاق می مارک آنتونی می باشد.

نویسنده : ساناز کیانی

درخواست کننده: نازنین.ح

+ نوشته شده در دوشنبه 4 اردیبهشت1385ساعت 12:37 توسط سیاوش |


+ نوشته شده در یکشنبه 3 اردیبهشت1385ساعت 15:53 توسط سیاوش |


۱. دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم.

۲. هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود.

۳. اگر کسی تو را آنطور که می خواهی دوست ندارد , به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

۴. دوست واقعی کسی است که دست های تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

۵. بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

۶. هرگز لبخند را ترک نکن , حتی وقتی ناراحتی , چون هرکس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.

۷. ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی , ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.

۸. هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند , نگذران.

۹. شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخصیت مناسب را , به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکرگذار باشی.

۱۰. به چیزی که گذشت غم مخور , به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن.

۱۱. همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند . با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده , دوباره اعتماد نکنی.

۱۲. خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.

۱۳. زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار , بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظلرش را نداری.

+ نوشته شده در یکشنبه 3 اردیبهشت1385ساعت 13:6 توسط سیاوش |


با هم میشه مثل ماه درخشید
میشه به زمین ستاره بخشید
با هم میشه تو روزای ابری
از گم شدن خورشید نترسید
با هم میشه آفتاب رو صدا کرد
خاک رو معتبر مثل طلا کرد
با هم میشه سنگ بی صدا رو
با ناز ترانه آشنا کرد
با هم پشت ما کوهه
نمی ترسیم، نمی افتیم، نمی بازیم
این آواز نمیمیره تا وقتی که هم آوازیم


بتازه غصه تا میخواد بتازه
نسازه روزگار با ما نسازه
شب و روز طعنهء دشمن دوباره
بباره از در و دیوار بباره
گاه هم پشت ما کوهه
نمی ترسیم، نمی افتیم، نمی بازیم
این آواز نمیمیره تا وقتی که هم آوازیم


با هم میشه مثل ماه درخشید
میشه به زمین ستاره بخشید
با هم میشه تو روزای ابری
از گم شدن خورشید نترسید
با هم میشه آفتاب رو صدا کرد
خاک رو معتبر مثل طلا کرد
با هم میشه سنگ بی صدا رو
با ناز ترانه آشنا کرد
با هم پشت ما کوهه
نمی ترسیم، نمی افتیم، نمی بازیم
این آواز نمیمیره تا وقتی که هم آوازیم
با هم پشت ما کوهه
نمی ترسیم، نمی افتیم، نمی بازیم
این آواز نمیمیره تا وقتی که هم آوازیم

بـــا هـــم

ترانه سرا: زویا زاکاریان

خواننده: گوگوش

آهنگساز: مهرداد آسمانی

+ نوشته شده در یکشنبه 3 اردیبهشت1385ساعت 13:0 توسط سیاوش |


من ديديم ، عابري دعا ميخريد
و ثروت ميفروخت
من ديديم قلبي عشق گدايي ميكرد!
شايد گلي پژمرده باشد
شايد...
لذتي بود در تبسم
لذتي بود در استشمام بهار
لذتي بود در لمس گلبرگ بنفشه
لذتي بود در نگاهي ، ژرف ، ژرفتر از ايمان
به آسمان
لذتي بود در درك سياهي شب
لذتي بود در هم صحبتي شقايق
لذتي هست... آري ، لذتي
عابرهاي خيابان متروكه دل را صدا كنيد ، آرام
بگوييد دلم تنگ شده
بگوييد ، دلم براي يك لبخند ، براي يك صدا ، تنگ شده
بگوييد دلم براي ناله ي ساز ، عشوه رز ، لبخند بهار نارنج
براي استواري سپيدار ، براي آواز رود
دلم براي زندگي تنگ شده
بگوييد ، بگوييد
آرزوي عابران خيابان دل ، تن تقدير را ميلرزاند
بگوييدشان
كسي در شب ، صدايشان ميكرد
بگوييد...

+ نوشته شده در یکشنبه 3 اردیبهشت1385ساعت 12:10 توسط سیاوش |


زندگی خالی است آن را پر کن...
زندگی یک مشکل است با آن روبرو شو...


زندگی یک معادله است موازنه کن...
زندگی یک معما است آن را حل کن...


زندگی یک تجربه است آن را مرور کن...
زندگی یک مبارزه است قبول کن...


زندگی یک کشتی است با آن دریا نوردی کن...
زندگی یک سوال است آن را جواب بده...


زندگی یک موفقیت است لذت ببر...
زندگی یک بازی است برنده و پیروز شو...


زندگی یک هدیه است آن را دریافت کن...
زندگی دعا است آن را مرتب بخوان...


زندگی درد است آن را تحمل کن...
زندگی یک دوربین است سعی کن با صورت خندان و شاد با ان روبرو بشی...

+ نوشته شده در جمعه 1 اردیبهشت1385ساعت 22:54 توسط سیاوش |