تبليغاتX
قطره باران Rain drop

قطره باران Rain drop

شکسپیر: "سخن گفتن کافی نیست بلکه باید راست گفت."

+ نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 13:35 توسط سیاوش |


اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست

اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست

اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست

پس با تمام وجود فرياد ميزنم:

دوستت دارم 

+ نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 12:19 توسط سیاوش |


l-laPpY l3iRtDaY  lvly L0vE

+ نوشته شده در یکشنبه 21 خرداد1385ساعت 23:59 توسط سیاوش |


براي روز ميلاد تن خود
من آشفته رو تنها نذاري
براي ديدن باغ نگاهت
ميون پيكر شبها نذاري

همه تنهايي ها با من رفيقن
منو در حسرت عشقت نذاري
براي روز ميلاد تن خود
منو دور از دل و ديدت نذاري

دلم دلتنگه و مهرت رو مي خواد
دلم رو در پي غمها نذاري
ميام تنها توي قلبت مي شينم
منو قلبت رو جايي جا نذاري

عزيزم جشن ميلادت مبارك
منو اون سوي جشن دل نذاري

عزيزم جشن ميلادت مبارك
منو اون سوي جشن دل نذاري

ترانه سرا: سولماز

خواننده: سیاوش قمیشی

آهنگساز: سیاوش قمیشی

+ نوشته شده در شنبه 20 خرداد1385ساعت 21:40 توسط سیاوش |


غرورت را برای کسی که دوستش داری  بشکن

ولی دل کسی را که دوستش داری به خاطر غرورت نشکن

+ نوشته شده در شنبه 20 خرداد1385ساعت 18:43 توسط سیاوش |


حالا كه رفتنيم با اون كوله بار خاطره
نميخوام حتي بياي يه لحظه پشت پنجره
اين روزا راه من و تو عزيزم جدا شده
سهم من از عشق تو گريه بي صدا شده
من كاري ندارم با اشكاي تو
من نميميرم ديگه براي تو
من نميريزم اشكي به پاي تو
به پاي تو
من خسته شدم ديگه به جون تو
من جون سپردم توي زندون تو
من ميخوام برم ديگه بدون تو
بدون تو

اينو ميدونم
بدون تو شبو با غمهام مهمونم
تو نباشي پيشم بي تو من ويرونم
خداحافظ اي يار مهربونم
من بدون تو شبو با غمهام مهمونم
تو نباشي پيشم بي تو من ويرونم
خداحافظ اي يار مهربونم

من .....

حالا كه رفتنيم با اون كوله بار خاطره
نميخوام حتي بياي يه لحظه پشت پنجره
به خدا راه من و تو عزيزم جدا شده
سهم من از عشق تو گريه بي صدا شده
نه ديگه نميشه
با تو نميشه
ميدونم نميتونم
نه ديگه نميشه
واسه هميشه
بزار تنها بمونم ......

اينو ميدونم
بدون تو شبو با غمهام مهمونم
تو نباشي پيشم بي تو من ويرونم
خداحافظ اي يار مهربونم
من بدون تو شبو با غمهام مهمونم
تو نباشي پيشم بي تو من ويرونم
خداحافظ اي يار مهربونم

من كاري ندارم با اشكاي تو
من نميميرم ديگه براي تو
من نميريزم اشكي به پاي تو
به پاي تو
من خسته شدم ديگه به جون تو
من جون سپردم توي زندون تو
من ميخوام برم ديگه بدون تو
بدون تو

اينو ميدونم
بدون تو شبو با غمهام مهمونم
تو نباشي پيشم بي تو من ويرونم
خداحافظ اي يار مهربونم
من بدون تو شبو با غمهام مهمونم
تو نباشي پيشم بي تو من ويرونم
خداحافظ اي يار مهربونم

من ....

ترانه سرا: ترانه مکرم

خواننده: افشین

+ نوشته شده در جمعه 19 خرداد1385ساعت 12:18 توسط سیاوش |


عشق از دوستي مي پرسه : فرق منو تو چيه ؟

دوستي جواب مي ده : من آدم ها رو با سلام آشنا مي کنم تو با نگاهت . من اونا رو با دروغ جدا مي کنم تو با مرگ...

+ نوشته شده در پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت 12:37 توسط سیاوش |


+ نوشته شده در پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت 12:26 توسط سیاوش |


يه پنجـره با يه قفـس ، يه حنجره بـي هـم نفس
سهم من از بودن تو ، يه خاطرس همين و بس

تو اين مثلث غريب ، ستـاره ها رو خط زدم
دارم به آخر مي رسم ، از اونور شب اومدم

يه شـب كه مثل مرثيـه ، خيمـه زده  رو بـاورم
ميخوام تو اين سكوت تلخ ، صداتو از ياد ببرم

بــزار كولـه بـارم  رو شـونه  شـب بـزارم
بايد كه از اينجا برم، فرصت موندن ندارم

داغ تـرانه تو دلم ، شوق رسيدن تو تنم
تو حجم سرد اين قفس ، منتظر پر زدنم

مـن از تبار غربتم ، از آرزو هاي محال
قصه ما تموم شده ، با يه علامت سوال

بـــزار كولـه بـارم رو شونـه شــب بـزارم
بايد كه از اينجا برم، فرصت موندن ندارم

خواننده: شادمهر عقیلی

+ نوشته شده در چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 12:6 توسط سیاوش |


 

بهترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید...

+ نوشته شده در دوشنبه 15 خرداد1385ساعت 22:52 توسط سیاوش |


بهانه هميشه رفتن و دور شدن نيست

 بهانه هميشه دست زخمي تقدير نيست

 بهانه هميشه اشکهاي خشکيده و بغضهاي فرو خورده نيست

بهانه گاهي در کنارت مينشيند و تو را وادار به نوشتن ميکند بي آنکه تو بويي از ماجرا ببري...

+ نوشته شده در دوشنبه 15 خرداد1385ساعت 12:15 توسط سیاوش |


واکنون آرش ، دی جی علی گیتور برای ایران میخوانند برای تیم ملی ایران
برای مردم ایران
ما بچه های ایرونیم
همیشه ایرونی میمونیم
با هم یک صدا میخونیم
با هم یک صدا ایران ایران ایران
تیم ملی فوتبالش
با بچه های با حالش
حال حریف رو میگیریم
اگه پاش بیوفته واسه ایران میمیریم
ما بچه های ایرونیم
همیشه ایرونی میمونیم
با هم یک صدا میخونیم
با هم یک صدا ایران ایران ایران
تیم ملی فوتبالش
با بچه های با حالش
حال حریف رو میگیریم
اگه پاش بیوفته واسه ایران میمیریم
ایران...ایران...ایران...ایران...ایران...ایران...ایران...ایران
ایران...ایران...ایران
له له له له له له له له له له له
له له له له له له له له له له له

خواننده: آرش


قلب همه ی ما برای ایران می تپد...

برای تیم ملی ایران

همگی برای موفقیت تیم ملی در جام جهانی دعا کنیم...

+ نوشته شده در دوشنبه 15 خرداد1385ساعت 12:11 توسط سیاوش |


 

ما لحظه ها را می گذرانیم تا به خوشبختی برسیم

غافل از اینکه همان لحظه ها خوشبختی بودند...

+ نوشته شده در دوشنبه 15 خرداد1385ساعت 11:20 توسط سیاوش |


تواين دنيا به كسي دل نبند چون اين دنيا اينقدر كوچيكه كه دوتا دل كنار هم جا نميشن...

ولي اگه به كسي دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اينقدر بزرگه كه ديگه هيچوقت پيداش نميكني...

+ نوشته شده در یکشنبه 14 خرداد1385ساعت 21:13 توسط سیاوش |


 
قانون۱ : بيائيد ذهنمان را سرشار از فكر آرامش ، شجاعت ، سلامتي و اميد كنيم زيرا زندگي ما همان چيزي است كه ذهنمان مي سازد.
 
قانون۲ : بيائيد حتي با دشمنان حتيٌ الامكان درگير نشويم ، زيرا اين كار بيشتر از آن كه آنها را آزرده خاطر كند ، از ما نيرو مي گيرد. بيائيد حتي يك دقيقه را هم صرف فكر درباره كساني كه دوست نداريم نكنيم.
 
قانون۳ : الف- به جاي نگراني درباره ناسپاسي ، انتظار ناسپاسي داشته باشيم. يادمان باشد كه حضرت مسيح فقط در يك روز ده آدم جذامي را شفا داد وفقط يك نفر از او تشكر كرد.
ب- يادمان باشد كه تنها راه دست يافتن به خوشحالي وسعادت ، انتظار تشكر از ديگران نيست ، بلكه بخشش را بايد به خاطر شادي بخشش دوست داشت.
د- يادمان باشد كه سپاسگزاري را بايد همچون بذري كاشت بنابراين اگردوست داريم ، فرزندانمان آدمهاي شكرگزاري بار بيايند ، بايد اين صفت را به آنها بياموزيم.
 
قانون۴ : هميشه چيزهايي را كه بايد شكرشان را به جا بياوريد بشماريد ، نه مشكلاتتان را.
 
قانون۵ : از ديگران تقليد كوركورانه نكنيم. خودمان را بشناسيم وخودمان باشيم زيرا حسادت يعني جهل و تقليد يعني خودكشي.
 
قانون۶ : وقتي تقدير به دستمان يك ليمو ترش ميدهد ، از آن شربت درست كنيم.
 
قانون۷ : با اندكي شاد كردن ديگران ، اندوه خود را از ياد ببريم. وقتي به ديگران نيكي مي كنيد به خود نيكي كرده ايد.

+ نوشته شده در پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 11:7 توسط سیاوش |


 
ــ رهايي چنان زيباست كه تمامي پديده ها و مناظر اطرافت بسان زيباترين اثر هنري خلقت , نمايان ميشوند...
ــ رهايي چنان سبك است كه حتي وزن خود را بسان باري بر دوش حس نخواهي كرد , چه رسد به تعلقات و آرزوهاي الگو گرفته از يكديگر...
ــ رهايي چنان لطيف است كه سايش مولكولهاي هوا را با پوست صورت خود , همچون هديه اي از طرف پروردگار مي ستائي...
ــ رهايي چنان در لحظه حضور دارد كه مسئوليت تك تك لحظات عمر را بر عهده مي گيري...
ــ رهايي چنان شاداب است بسان كودكي در مرغزاري وحشي...
ــ رهايي چنان غريب است كه جز به تنهايي خود تكيه نتوان زد...
ــ رهايي چنان عميق است كه حضور خود را تا دروني ترين لايه هاي وجودت حس مي كني...
ــ رهايي چنان ايستاست كه قدرتمندترين نيروهاي منفي ياراي به لرزه درآوردن آنرا هم ندارند...!
ــ رهايي چنان خنثي است كه تمامي مصيبتها و موفقيتها را يكسان پاسخ مي گويي...
ــ رهايي چنان رهاست كه خود را قلب و مركز هستي مي داني...
ــ رهايي چنان صفاست كه سفره خود را براي تمامي خلايق مي گشايي...
ــ رهايي چنان وفاست كه نيت خيرت را براي دشمن نيز مي فرستي...
ــ رهايي چنان فناست كه جز او را حس نخواهي كرد...
ــ رهايي چنان بقاست كه راز جاودانگي خود را در ابديت فاش مي كني...
ــ رهايي چنان لقاست كه در خود وحدتي با ديگران دارد...
ــ رهايي چنان كفاست كه بي نيازي خود را به حاكميت بر كائنات نمي بخشي...
ــ رهايي چنان بلاست ! كه فرقي در ميان هست و نيستش نيست...
ــ رهايي چنان سخاست كه ميزاني براي خادمي درگه او نيست...
ــ رهايي چنان عزيز است كه جز او پدري نيست...
ــ رهايي چنان دغل است كه مجنون را بر عاقل مي پسندي...
ــ رهايي چنان خالص است كه هم درون و هم برون يكجاست...
ــ رهايي چنان فريب است كه فرقي در بود و نبود آن نيست...
ــ رهايي چنان زلال است كه بسان تشنه اي بر جوي , حسرت سيراب شدن باقيست...
ــ رهايي چنان فقير است كه جز روحي , نمانده هيچ باقي !
ــ رهايي چنان فهيم است كه هيچ تنشي را بر تعادل برنمي گزيني...
ــ رهايي چنان دور است كه مفهوم خود را تا بي نهايتش خواهي يافت...
ــ رهايي چنان نزديك است كه گويي هيچگاه دور نبوده...
ــ ...

+ نوشته شده در پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 10:54 توسط سیاوش |


خانه خراب تو شدم، به سوی من روانه شو
سجـده به عشقـت میزنم، منجی جاودانه شو
ای کوه پر غرور من،سنگ صبور تو منم
ای لحظه ساز عاشقی، عاشق با تو بودنم
روشن ترین ستاره ام،میخواهم- میخواهمت
تــو مـانـدگاری در دلـم، میدانمت - میدانمت

ای همه وجود من، نبود تو نبود من
ای همه وجود من، نبود تو نبود من
----
ای همه وجود من، نبود تو نبود من
ای همه وجود من، نبود تو نبود من
نبود تو نبود من...

خانه خراب تو شدم، به سوی من روانه شو
سجـده به عشقـت میزنم، منجی جاودانه شو
ای کوه پر غرور من، سنگ صبور تو منم
ای لحظه ساز عاشقی ، عاشق با تو بودنم
روشن ترین ستاره ام، میخواهم- میخواهمت
تــو مـانـدگـاری در دلم ، میدانمت - میدانمت

ای همه وجود من، نبود تو نبود من
ای همه وجود من، نبود تو نبود من
----
ای همه وجود من، نبود تو نبود من
ای همه وجود من، نبود تو نبود من
نبود تو نبود من......

خواننده: شادمهر عقیلی

+ نوشته شده در سه شنبه 9 خرداد1385ساعت 20:28 توسط سیاوش |


در مهماني آفتاب
در جمع ستاره ها
در ضيافت لبخند
در شكوه شادي

سلطان
لحظه ها تو هستي
وقتي كه قلب ميتپد !
سلطان لحظه ها تو هستي
وقتي اشك ميرسد !
در مرثيه نا اميدي
ساعت شِكوه و ياس
سلطان آينده تو هستي
صبح ، ظهر ، غروب ، عصر ، شب
هميشه تو هستي
هنگام تولد ، هنگام مرگ گل سرخ
تو هستي ، كه هستي
و اين هستي ، شده انتظار صبح
حالا كه هستم اسير شب
روزنه فردا صبح و آفتاب تو هستي

+ نوشته شده در سه شنبه 9 خرداد1385ساعت 19:32 توسط سیاوش |


بیا کنارم سرو ناز بی تاب
بیا کنارم زیر طاق مهتاب
عطش ببازیم به نسیم دریا
غزل برقصیم تا طلوع فردا
بیا کنارم ساقه ی بهاره
رو فرش برگ و پولک ستاره
خمار شعرم می شکنه پیش تو
عجب شرابی نفس تو داره
گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم
تن حریرت جوی عطر جاری
صدای گرمت غیرت قناری
بذار بگیرم مثل تور دریا
تو رو در آغوش ، ماهی فراری

بیا کنارم سرو ناز بی تاب
بیا کنارم زیر طاق مهتاب
عطش ببازیم به نسیم دریا
غزل برقصیم تا طلوع فردا
گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم
اگه بدونن ابر و باد و بارون
چه دلنوازه این شب مهربون
هجوم می آرن روی چرت کوچه
صدای شهر رو می برن آسمون
غروب گذشت و شب رسید به نیمه
تب تو می خواد گل سرخ هیمه
بگو بخوابن همه اهل دنیا
هنوز یک نیمه مونده از شب ما

گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم

گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم

ترانه سرا: زویا زاکاریان

خواننده: ابی

آهنگساز: شوبرت آواکیان

+ نوشته شده در شنبه 6 خرداد1385ساعت 22:38 توسط سیاوش |


اینـو بــدون کـه قلبــم تــوی دستــت اسیـره
اشک غم رو گونه ها مث چشمه ای روونه
میخوام بدونه عشقت دیگه دنیا نباشه
نذار بـی تـو بمونم دلـم از تـو جـدا شه
بی تو حتی نمیشه دیگه تنها بمونم
توی سکوت غم ها به یاد تو بخونم


بی تو دلم خون میشه اگه نیای کنارم
بـا تــو هر جا باشم دیگه غمـی ندارم
بی تو دلم خون میشه اگه نیای کنارم
با تــو هر جا باشم دیگه غمـی ندارم


چــرا گـذاشتی رفتی منـو بـا خاطـراتت
نگفتی من میمیرم بدور از عشق پاکت
به انتظار نشستم تو خلوت وتنهایی
تا که بیای دوباره دیگه تنهام نذاری


بی تو دلم خون میشه اگه نیای کنارم
بـا تـو هر جا باشم دیگه غمــی ندارم
بی تو دلم خون میشه اگه نیای کنارم
با تـو هر جـا باشم دیگه غمـی ندارم


اینو میخوام بدونی توی دستت اسیرم
اسیر اون نگاهت از عشق تو میمیرم
ای که بـرام خـدایی نـذار تـنها بـمونم
تو این دیار غربت از بی کسی بخونم
ایکاش میشد بدونی از تو نگام بخونی
قصـه ی بودنت رو بـرام از نـو بخونی


بی تو دلم خون میشه اگه نیای کنارم
بـا تـو هر جـا باشم دیگه غمـی ندارم
بی تو دلم خون میشه اگه نیای کنارم
با تــو هـر جا باشم دیگه غمی ندارم

خواننده: شهاب تیام

+ نوشته شده در چهارشنبه 3 خرداد1385ساعت 11:5 توسط سیاوش |


چشمهانم را بسته بودم ودرخیالم دستان زخمی اما مهربانت را که ازغم و درد زمانه خسته بود در دست گرفتم ... چقدر زیبا بود ...!  دل ِ مـن به گرمی دستانت  نیاز داشت

و چه زیبا بود لحظه با هم بودن و دست در دست هم داشتن...! چشمانم را باز کردم و با  ناباوری دیدم که دستان کوچکم در وسعت مهربانی دستانت نشسته است...


باورم  نمی شد ... خوشحال بودم ؛ کمی هم ناراحت . خوشحال از خوشحالیت و ناراحت از...

 دل دیوانه خودم. ناراحت  بودم  که شاید برای همیشه دستانت رانداشته باشم. ناراحت بودم که  شاید  روزی تو را ازدست دهم.ناراحت بودم که شاید دست های تو مال دیگری باشد. ناراحت بودم ازاینکه روزگاری تورا مال دیگری بینم.اما خوشحال هم بودم...

ازاینکه می دیدم خوشحالی...!!! می خواهم دوباره دستانم را بگیری و این بارقلبم را حس کنی.

همانگونه   که مـن درآن لحظه قلبـت را حـس کـردم...!!!  قلبـی که ساده بود  و بی ریا...!

قلبی  که حس کردم  نیمه گمشده  قلبم است...! دستان من برای تو. فقط برای تو. البته اگر قابل بدانی...  فقط برای تو...!!!

 

...::: مطلب اصلی را از اینجا بخوانید :::...

با تشکر از حدیث خانم

+ نوشته شده در چهارشنبه 3 خرداد1385ساعت 10:30 توسط سیاوش |


يک شب مردي در خواب ديد که با خدا روي شنهاي ساحل قدم ميزند.و از آنجا تمامي مراحل زندگيش را ميديد.ناگهان متوجه شد که در مواقع شادي و خوشحاليش همواره دو رد پا روي ساحل است .جا پاي خودش و جاي پاي خدا. اما در مواقع سختي و نااميدي فقط يک رد پا بر روي شنها وجود دارد

آن مرد با گلايه از خدا پرسيد: چرا؟ در مواقع شادماني من با من بودي اما در موقع نااميدي و رنج مرا تنها گذاشتي؟
خداوند پاسخ داد :من هيچگاه تورا تنها نگذاشتم.در موقع رنج و نااميدي تو
من تو را به دوش گرفته بودم و با خود ميبردم .اين جاي پاي من است
تو آنموقع روي شانه هاي من بودي

+ نوشته شده در سه شنبه 2 خرداد1385ساعت 19:38 توسط سیاوش |


رفتيُ خاطره های تو نشسته تو خيالم!
بی تو من اسير دست آرزوهای محالم!
ياد من نبودی اما، من به ياد تو شكستم!
غير تو که دوری از من ، دل به هيچ کسی نبستم!

هم ترانه! ياد من باش!
بی بهانه ياد من باش
وقت بيداريِ مهتاب،
عاشقانه ياد من باش!

اگه باشی با نگاهت، ميشه از حادثه رد شد!
ميشه تو آتيش عشقت، گُر گرفتنُ بلد شد!
اگه دوری، اگه نيستی، نفس فرياد من باش!
تا ابد، تا تهِ دنيا، تا هميشه ياد من باش!

هم ترانه! ياد من باش!
بی بهانه ياد من باش!
وقت بيداريِ مهتاب،
عاشقانه ياد من باش!

ترانه سرا: یغما گلروئی

خواننده: سیاوش قمیشی

+ نوشته شده در دوشنبه 1 خرداد1385ساعت 21:15 توسط سیاوش |