|
|
|
شکسپیر: "سخن گفتن کافی نیست بلکه باید راست گفت."
|
انتظار!!! واژه ی غریبی است... واژه ای که روزها یا شایدم ماه هاست که با آن خو گرفتم که چه سخت است انتظار هر صبح طلوعی دیگر استبر انتظار فرداهای من! خواهم ماند تنها در انتظار تو چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو , نمی دانم؟ شاید که روزی بخوانند بر تو , عشق مرا... می دانم روزی خواهی آمد , می دانم... گریان نمی مانم , خندانم برای ورودت ای عشق وقتی به یادت می افتم , به یاد خاطراتت... نا مه هایت را مرور می کنم , یک بار... نه... بلکه صدها بار وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد... و اشک شوق بر گونه هایم روانه می شوند... تنها می گویم , همیشه در قلب منی!!!!! تو می دانم که باز خواهی گشت... می دانم!!! به یاد لحظات خوش انتظار و تنهایی... به یاد او و تقدیم به او... ترانه سرا: نغمه ذوالفقاری
+ نوشته شده در شنبه 31 تیر1385ساعت 13:49 توسط سیاوش |
آرزو، آرزو، با من از عشق بگو خواننده: سعید محمدی
تا مرز جنون همسفرم کردي
با هُرم نگات خاکسترم کردي
آرزو، آرزو، با من از عشق بگو
هي آشفته و آشفته ام کردي
بي رنگيمو ديدي، باورم کردي
آرزووو
آرزوي من داشتن تو بود آرزو
مسته عشقتم، نشکنی به غم اين سبو
رازه سبز جنگل تو چشماي توست
رنگ سرخ مهتاب رو لبهاي تو
خونه ي چشام، پرتو نگام مال تو
پاکي و صفام، شوق خندهام مال تو
لحظه اي تو چشم تو گم شدن مال من
حس خوندنم، گرميه صدام مال تو
آرزووو
آرزو، آرزو، با من از عشق بگو
تا مرز جنون همسفرم کردي
با هُرم نگات خاکسترم کردي
آرزو، آرزو، با من از عشق بگو
هي آشفته و آشفته ام کردي
بي رنگيمو ديدي، باورم کردي
آرزوي من داشتن تو بود آرزو
مسته عشقتم، نشکنی به غم اين سبو
رازه سبز جنگل تو چشماي توست
رنگ سرخ مهتاب رو لبهاي تو
خونه ي چشام، پرتو نگام مال تو
پاکي و صفام، شوق خندهام مال تو
لحظه اي تو چشم تو گم شدن مال من
حس خوندنم، گرميه صدام مال تو
آرزووو
آرزووو,آرزووو,آرزووو
آرزووو,آرزووو,آرزووو
آرزووو,آرزووو,آرزووو
آرزووو,آرزووو,آرزووو
رازه سبز جنگل توي چشماي تو
رنگ سرخ مهتاب رو لبهاي تو
آرزووو,آرزووو,آرزووو
آرزووو,آرزووو,آرزووو
آرزووو,آرزووو,آرزووو
+ نوشته شده در شنبه 31 تیر1385ساعت 10:39 توسط سیاوش |
حرف رفتنت که میشه دلـم انگـار میشه پرپر نمی خوام بیاد شبی که واسه مـا شه شب آخر صــد هـزار حـرف نگفتـه واسه تو , تو سینه دارم شب و روز از تو نوشتن همیشـه همینه کـارم! جـریــان گــرم عشقـه لحظه لحظه با تو بودن تو وجـود مــن نشسته بی تو از غصه سرودن کاش می شد اینو بفهمی کـه چقــدر بـرام عـزیـزی وقته رفتنت یه دنیا غصه تــو دلـــم مــی ریـــزی! خوبه این مداد و کاغذ همـدم تنهایـی هامـه خوبه وقتی بی تو هستم دســـت کـم اینـا بـاهامـه توی دنیـای وجــودت جز محبت نمی بینم اینقدر ماهـی که بـا تــو حتی ماه رو نمی بینم! حس من حس غریبی از غم و عشق و نیازه می دونم میای یه روزی به یه دنیـا حــرف تـازه!! شاعر: بهناز قهرمانی
+ نوشته شده در چهارشنبه 28 تیر1385ساعت 11:52 توسط سیاوش |
+ نوشته شده در یکشنبه 25 تیر1385ساعت 10:24 توسط سیاوش |
رفتی نموندی بی وفا ترانه سرا: رامین زمانی خواننده: گروه کامران وهومن آهنگساز: رامین زمانی 
انگار اثر نداشت دعا
قلب منو شکستیو
غصه نخور فدای سرت
گفتی که چاره سفره
گفتی دعا بی اثره
نگاهم هر روز به دره
غصه نخور فدای سرت
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
دلت دیگه از شیشه نیست
چشات مثل همیشه نیست
تو گل نمیریزی به پام
دیگه نمیمیری برام
آغوش تو برای من
انگار دیگه جا نداره
دوستم نداری میدونم
این دیگه اما نداره
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
دلت دیگه از شیشه نیست
چشمات مثل همیشه نیست
تو گل نمیریزی به پام
دیگه نمیمیری برام
شبای تاریک و سیاه ماهو صدا نمیکنی
قفل سکوتو دیگه با معجزه باز نمیکنی
رفتی نموندی بیوفا
تنهایی سخته به خدا
باز زیر قولت زدیا
غصه نخور فدای سرت
گفتی نه هال رفتنی
نه اهل دل شکستنی
دلی نمونده بشکنی
غصه نخور فدای سرت
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
+ نوشته شده در شنبه 24 تیر1385ساعت 2:23 توسط سیاوش |
میبینم صورتمو تو آینه با خودم گفتم که این صورتکه جاهای پاهای تموم قصه ها ولی امروز شهر شب خونت شده عکس ها با دهن کجی بهم میگن
با لبی خسته میپرسم از خودم
این غریبه کیه از من چی میخواد
اون به من یا من به اون خیره شدم
باورم نمیشه هر چی میبینم
چشمامو یه لحظه رو هم میذارم
میتونم از صورتم برش دارم
میکشم دستمو روی صورتم
هر چی باید بدونم دستم میگه
منو توی آینه نشون میده
میگه این توئی نه کس دیگه
رنگ غربت تو تموم قصه ها
مونده روی صورتت تا بدونی
حالا امروز چی ازت مونده بجا
آینه میگه تو همونی که یه روز
میخواستی خورشید و با دست بگیری
داری بی صدا تو قلبت میمیری
میشکنم آینه رو تا دوباره
نخواد از گذشته ها حرف بزنه
آینه میشکنه هزار تیکه میشه
اما باز تو هر تیکش عکس منه
چشم امید و ببر از آسمون
روزها با همدیگه فرقی ندارن
بوی کهنگی میدن تمومشون
+ نوشته شده در سه شنبه 20 تیر1385ساعت 17:10 توسط سیاوش |
می چکه نم نم بارون خواننده: افشین
رو تن خيس خيابون
چقده بی آشيونه
طفلی گنجيشک رو ايون
می خونه جيک جيک و نالون
شعر گندم زار ويرون
نمی تونه پر بگيره
ميون گلای گلدون
تک و تنها توی اين غربته سرده
کنج سينش انگاری يه کوه درده
اون روزا اونوره کوهها
طفلکی دنيايی داشتش
کنج گندم زار وحشی
چشمه مرغابی داشتش
حالا دائم چشمه پير
خونه کرده تو رگاش
بوی گندم زار و داره
لحظه لحظه نفساش
يادشه جفت قشنگش
سر میذاشت روی پراش
زير خلوته گل سرخ
بوسه می زد به لباش
حالا تنها توی اين غربته سرده
کنج سينش انگاری يه کوه درده
منم اون گنجيشکه نالون
از گذشته ها گريزون
پر کشيدم به ديارم
به هوای بوی بارون
حالا تنها توی اين غربته سردم ای رفیق
پر درده توی این سینه خستم ای رفیق
حالا تنها توی اين غربته سردم ای رفیق
پر درده توی این سینه خستم ای رفیق
+ نوشته شده در سه شنبه 20 تیر1385ساعت 3:51 توسط سیاوش |
ظلمت شکافت , زهره را دیدم و به ستیغ بر آمدیم آذرخشی فرود آمد , و ما را در نیایش فرو دید , لرزان , گریستیم , خندان , گریستیم , رگباری فرو کوفت : از در همدلی بودیم سیاهی رفت , یر به آبی آسمان سودیم , در خور آسمانها شدیم... سایه را به دره رها کردیم , لبخند را به فراخنای تهی فشاندیم سکوت ما بهم پیوست , و ما... ما شدیم , تنهایی ما تا دشتطلا دامن کشید , آفتاب از چهره ما ترسید , دریافتیم و خنده زدیم , نهفتیم و سوختیم هر چه بهم تر , تنها تر از ستیغ جدا شدیم : من به خاک آمدم و بنده شدم , تو به بالا رفتی و خدا شدی . نور را پیمودیم , دشت طلا را در نوشتیم افسانه را چیدیم و پلاسیده فکندیم کنار شن زار , آفتابی سایه بار , ما را نواخت , درنگی کردیم بر لب رود پهناور رمز , رویاها را سر بریدیم ابری رسید و ما دیده فروبستیم...
+ نوشته شده در شنبه 17 تیر1385ساعت 23:51 توسط سیاوش |
زندگی قافیه شعر من است شعر من وصف دلارایی توست در ازل شاید این سرنوشت من بود می سرایم به امیدی که تو خوانی ور نه آخرین مصرع من قافیه اش مردن بود...
+ نوشته شده در جمعه 16 تیر1385ساعت 11:4 توسط سیاوش |
نميدونست چيزي از عشق ترانه سرا: امیرفرخ تجلی خواننده: محشر نصرالهی آهنگساز: امیر قدیانی
تكه ابر عشق نديده
به كسي كه عاشقش كرد
مخمل دستاشو ميده
با خيالي عاشقونه
زندگي ز سر ميگيره
ميپره از روي ابرا
تا ستاره پر ميگيره
اما اونيكه دوسش داشت
يه روزي ميزاره ميره
آسمون دلش ميسوزه
ابرا رو گريه ميگيره
منم اون ابر گرفته
ميخونم با دل پر خون
توي تنهايي و غربت
از غمم ميباره بارون
بارون امشب منو فهميد
با غم من آشنا شد
قطره قطره واژه واژه
با دل من همصدا شد
+ نوشته شده در جمعه 16 تیر1385ساعت 3:8 توسط سیاوش |
شب شده ساکته دوباره خونه می گرده دل دنبال یک بهونه می گرده باز گنجه خاطراتو پی یه حرف ناب عاشقونه عکس تو رو باز میذاره روبه روش کـه تـا تـه شــب واسـه تــو بخـونـه دلم تو التهابه که چه جوری قـدر چشـای نـازتـو بـدونـه تو عصری که قحطی عطر یاسه اما به جاش دوسـت دارم گرونه کافیه اسمتـو یـه جـا ببینم تا حس شعرم بزنه جوونه من نمیتونم بگم اندازشو اینو فقط شاید خدا بدونه محاله که عشق ما رو ندونن برو سوال کن از گلای پونه اگه بخوان خیلی کم از تو بگن میگن همون که خیلی مهربونه مهم ولی تـویی که اسم نازت با من یه جایی پشت آسمونه اونا نمیدونن ستاره هامون دوتاست ولی توی یه کهکشونه اینو بخون تا دوباره بدونی دیـوونتـم دیـوونتم دیـوونه ترانه سرا: مریم حیدرزاده
+ نوشته شده در جمعه 16 تیر1385ساعت 2:24 توسط سیاوش |
سرت رو بذار رو شونه هام خوابت بگیره ترانه سرا: مسعود امینی خواننده: امید آهنگساز: محمد حیدری
بذار تا آروم دل بی تابت بگیره
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
حتی من از شنیدنش گریه ام می گیره گریه ام می گیره
بذار رو سینه ام سرت رو چشم های خیسو ترت رو
بذار تا سیر نگات کنم بو بکشم پیرهنت رو
بغل کن و بچسب بهم بکش دوباره دست بهم
جز تو کسی رو ندارم نزدیک تر از نفس بهم
سرت رو بذار رو شونه هام خوابت بگیره
بذار تا آروم دل بی تابت بگیره
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
حتی من از شنیدنش گریه ام می گیره
وقتی چشات خوابش میاد آدم غم هاش یادش
یه حالتی تو چشماته که عشق خودش باهاش میاد
وقتی چشات خوابش میاد آدم غم هاش یادش
یه حالتی تو چشماته که عشق خودش باهاش میاد
سرت رو بذار رو شونه هام خوابت بگیره
بذار تا آروم دل بی تابت بگیره
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
حتی من از شنیدنش گریه ام می گیره
+ نوشته شده در دوشنبه 12 تیر1385ساعت 15:34 توسط سیاوش |
وقتی نفس تو سینه
با عطر تو میشینه
معنای زنده بودن
برای من همینه
قطره قطره چکیدن
از گرمای نگاهت
لحظه لحظه منتظر
بیا که نشستم چشم براهت
وقتی نیستی
دنیا برام زندونه
قلب عاشق
بی تو شده دیوونه
میخونه
نذار کسی تو قلبت
جای منو بگیره
آروم آروم عشق من
در یاد تو بمیره
بیا با من یکی باش
به رسم عاشق بودن
دوست دارم رو یکبار
فریاد بزن عشق من
وقتی نیستی
دنیا برام زندونه
قلب عاشق
بی تو شده دیوونه
میخونه
خواننده: منصور
+ نوشته شده در جمعه 2 تیر1385ساعت 17:14 توسط سیاوش |